دوستان عزیز، علاقمندان رمان و رماننویسی، سلام
خوشحالم که این وبلاگ کوچک تا به امروز این همه مورد استفادهی علاقمندان قرار گرفته است. ماههاست که مطلبی در اینجا منتشر ننمودهام اما همچنان نظرات ارزشمند شما در پای مطالب «خانه رمان» درج میشود و من را ترغیب میکند که اینجا را از نو ادامه دهم.
بسیاری از دوستان برای به سرانجام رساندن طرحهای نوشتنشان از «خانه رمان» استمداد خواستهاند که تا به این لحظه موفق به پاسخ گویی نشدهام.
انشا الله در اولین فرصت برنامهای برای کارگاه رمان ارائه خواهم داد تا به صورت آنلاین به بحثهایی دربارهی رمان نویسی بپردازیم. به کمک تمامی دوستان و همراهیشان نیازمندم و بی حضور عزیزان ناتوان از پیش بردن اینجا خواهم بود. امیدوارم هر کس که نظر و پیشنهادی برای یک فعالیت گروهی منسجم دربارهی رماننویسی دارد در اینجا برای من کامنت بگذارد.
به زودی خانهی رمان با دستانی پر و برنامهای جامع به روز خواهد شد.
منتظر نظراتتان هستم.
بلندپروازی چیز خوبی
است و شوق و اشتیاق نوشتن را در نویسنده بیشتر می کند و خیال او را به پرواز
درمی آورد، اما به اصطلاح سنگ بزرگ علامت نزدن است. اولین بار نمی
توان راه درازی را یک شبه پیمود. طرحی را برای نوشتن انتخاب کنید که از پس آن برآیید،
نه طرحی که برای نویسنده کارکشته یی نیز نوشتن آن دشوار است. لئو تولستوی شاهکار
خود رمان «جنگ و صلح» را وقتی نوشت که پیش از آن، چند مجموعه داستان کوتاه و رمان
انتشار داده بود. گابریل گارسیا مارکز «صد سال تنهایی» را در بلوغ ذهنی و مهارت
نویسندگی خود نوشت. احمد محمود پیش از نوشتن داستان های کوتاهش، نمی توانست رمان
قدرتمند «همسایه ها» را بنویسد.
ادامه مطلب
نویسنده کسی است که می نویسد.شما وقتی به فکر نوشتن میافتید که طرحی در سر داشته باشید.
نوشتن
فکر کردن است چون
چیدن و آرایش کلام است و کلام تنها رسانهی فکر است. هر رمان با طرح موضوعی شروع می شود، در واقع طرح گام نخستی است که برای
نوشتن داستان برداشته می شود.
هر کس ممکن است طرحی برای نوشتن رمان داشته باشد اما برای خلق رمان باید
عناصر سازنده آن را شناخت. بدون این شناخت طرح فقط ماده خامی است و اگر روی کاغذ بیاید از ارزشی
برخوردار نیست.
از این رو با ارائه
طرح، داستانی به وجود نمی آید. طرح در حکم جرقه یی است که موجب زایش
داستان می شود وگرنه
به خودی خود نشانه یی از داستان ندارد.
ممکن است دیگران هم چنین طرحی در ذهن داشته باشند.
ادامه مطلب
به تازگی خواندن رمان «عشقه» نوشتهی «مهرنوش صفایی» را به پایان رسانده ام.
برای آنکه در این وبلاگ هم دربارهی این رمان حجیم (555 صفحهای) یادداشتی را
منتشر بکنم در وب توسط گوگل چرخیدم تا از نقدهای احتمالی که بر این کتاب نوشتهاند
اطلاع حاصل بکنم٬ اما متاسفانه چیزی دستم را نگرفت جز صفحاتی از تالار گفتگوی
نودوهشتیا که اعضای تالار نظراتشان را دربارهی رمان نوشته بودند. عدهای دوستان
نودوهشتیایی کتاب را به صورت کاغذی خوانده بودند و مابقی هم نسخهی کامپیوتری آن
را (به صورت اسکن و تایپ شده) مطالعه کرده بودند. در هر صورت تا به الان فقط این
نظرات شخصی که خیلی هم سردستی نوشته شدهاند از این اقیانوس پهناور وب فارسی در
مورد این رمان است. خیلی دوست دارم بحثی دربارهی رمانهای عامهپسند در این سایت
به جریان بیاندازم٬ البته اگر در این فضای رنجور و بی رمق کسی برای اظهار نظر وجود
داشته باشد.
ادامه مطلب

همیشه برنامهی کاری مشخصی دم دست داشته باشید. برای نویسندهای که وقتش کم است هیچ چیز بدتر از این نیست که هنگام گیرآوردن فرصت، عملا طرح و برنامهای برای نوشتن نداشته باشد. مثلا میشود بین کارهای کلاسی از فرصت استفاده کرد و یادداشتهایی ادبی برای استفاده در آینده نوشت یا در کتابخانه در مورد مسئلهای تحقیق کرد. به علاوه میتوان برای کاستن از رنج پیش بردن برنامهی کاری مفصل ولی شوقبرانگیزی از لحظات بیکاری حداکثر استفاده را کرد....
ادامه مطلب
به نقل از سایت خوابگرد: در ادامهی این یادداشت، فهرستِ تمام نامزدهای ده دورهی جایزهی نویسندگان و منتقدان مطبوعات را هم به تفکیک هر دوره، با ذکر نام برندهها و جزییات دیگر آورده شده است. به روی متن کامل کلیک کنید.
ادامه مطلب

مهدی پاک نهاد
این متنی که ملاحظه می کنید درباره علل شکل گیری رمان به مثابه گونه ای ادبی در ایران است.
مهدی پاک نهاد در این نوشته تلاش کرده است رمان را با مدرنیزاسیون در ایران تبیین کند. در این باره دیگران و بخصوص منتقدان ادبی هم بسیار گفته اند اما آنچه اهمیت دارد این است که بین رمان و ساختار اجتماعی همواره نوعی ارتباط وجود دارد. پرسش هایی از این همواره جامعه شناسانه هستند.
ادامه مطلب

نمى خواهید رمان بنویسید؟
اگر رمان خوان حرفه اى باشید قطعاً به نوشتن رمان هم فکر کرده اید و این بى تردید بخشى از دل مشغولى ها و حتى آرزوهاى شماست.هنگامى که تصمیم مى گیرید که داستانى بنویسید، ایده این کار یعنى نوشتن داستان، ذهن شما را درگیر مى کند. بهتر است بدون نگرانى از نتیجه کار به خط سیر داستان فکر کنید، به شخصیت هاى داستان فکر کنید و به مکان هاى داستان فکر کنید. این گونه نخستین گام را براى خلق یک رمان برداشته اید، گام هاى دیگر نیز درپى مى آیند......
ادامه مطلب

رمان را به لحاظ ساختمان و مایه های سبکی به چهار نوع، تقسیم کرده اند:
رمان حوادث (1)
رمانی است که در آن تکیه اصلی بر حوادثی است که در طی رمان مدام اتفاق می افتد و رمان فی الواقع چیزی نیست جز مجموعه ای از حوادث و ماجراهای پی در پی و مختلف. مثل رمان روبنسون کروزئه اثر دانیل دفئو که مجموعه ای از حوادث گوناگونی است که برای قهرمانان داستان اتفاق می افتد. رمان حوادث، حد فاصل رمان با رمانس است، زیرا در رمانس هم مثلاً امیر ارسلان رومی، خواننده با حوادث متعدد (منتهی محیرالعقول) سرگرم است. ...
ادامه مطلب
نقد فتح الله بی نیاز به آبی تر از گناهآبى تر از گناه که با توجه به متن پنهانش مى توانیم آن را رمان بدانیم، به رغم آنچه درباره پایان بندى اش خواهم گفت، مصداق این گفته خانم ایریس مرداک نویسنده و منتقد ایرلندى است که: «رمان ضرورتاً دو کار در پیش رو دارد: نخست این که به کشف و شناخت جهان خارج از خود نایل آید و دوم اینکه به اکتشاف و انکشافى در درون خود اقدام کند؛ یعنى به کشف نردبان، ساخت و شکل خود بپردازد.»طرح معماى روایت و تعلیق متناسب با آن از همان صفحه اول آغاز مى شود. همچون داستان هاى پلیسى _ جنایى، ظاهراً قتلى رخ داده است؛ یعنى «واقعه اى» پیش آمده که از هر حیث پروپیمان است و نمى توان در آن دست برد و چیزى را در آن تغییر داد.....
ادامه مطلب