X
تبلیغات
نماشا

خانه رمان نویسی

مقالات, اخبار و آموزش رمان نویسی

آرشیو

نویسنده: blog
تاریخ: 1394/02/21 ساعت: 12:07 ق.ظ

تازه ترین مطالب افزوده شده در اردیبهشت 94

  • رمان هایی بر اساس زندگی واقعی
  • انسجام ذهنی در نوشتن رمان و داستان
  • قواعد نوشتن


بخش پرسش و پاسخ ::

دوستان هرگونه سوالی که درباره ی رمان و رمان نویسی داشته باشند می توانند از طریق صفحه ی تماس با من برایم ارسال کنند تا پاسخشان در بخش کارگاه مجازی رمان (کلیک) داده شود.  ارسال سوال (کلیک)


ایــمیـل خانه رمان: novel.home(@)yahoo(.)com

چند نکته: 

1- لطفا موقع نوشتن نظر و درخواست کمک یا راهنمایی حتما آدرس ایمیل و وبلاگ‌تون رو هم در بخش نظرات وارد بکنید. به نظراتی که بدون نشانی ایمیل یا وبلاگ باشد شاید پاسخ ندهم. 

2- اگه دوست دارید درباره ی رمان‌تان نظر داده شود می توانید بخش‌هایی از آن را برایم ایمیل بکنید تا نظرم را برای‌تان بنویسم.

3- اگر نظر و پیشنهادی درباره ی کار سایت خانه رمان دارید حتما برایم بنویسید.


نویسنده: blog
تاریخ: 1394/02/20 ساعت: 09:14 ب.ظ

سوال دوست گرامی مان: سروا

سلام.اگه میشه در موردنحوه نوشتن رمانهایی که بر اساس زندگی واقعی هستن راهنمایی کنید.سپاسگزارم.


پاسخ من

دوست عزیز سلام.

سوالی که فرموده اید کلی هست. اگر منظورتان این هست که برای تبدیل سرنوشت واقعی یک نفر به رمان باید چه مراحلی طی شود نکاتی که به نظرم می رسد خدمتتان عرض می کنم.

طبیعتا زندگی تمامی انسان ها -با اندکی تفاوت- فراز و فرودهایی دارد و البته روزها و ماه ها و سالهایی که در آن سکون و رکود جریان دارد, اتفاق آنچنان خاصی نمی افتد و یک روزمرگی بر آن حاکم هست. بنابراین اگر ما بخواهیم از ماده ی خام چیزی به اسم "زندگی" به "رمان" برسیم, نمی توانیم قلم به دست بگیریم و از یک نقطه شروع به کپی برداری از دقایق, ساعت ها و روزهای زندگی یک نفر بکنیم. این ماده ی خام باید ساختاری داستانی به خود بگیرد. بسته به این که شما در پی انتقال چه معنا و مفهومی باشید و بخواهید چه دیدگاه کلی درباره زندگی و آدم ها به مخاطبین خود منتقل بکنید, بخش هایی از این زندگی را حذف خواهید کرد و بخش های از آن را با شیوه های رمان نویسی پررنگ و داستانی خواهید نمود. این "ماده خام" باید به "شکل معناداری" در بیاید. یعنی مخاطب با خواندن آن علاوه بر اینکه درگیر جذابیت و سرگرمی آن شود, معنا و مفهوم (های) خاصی از آن استنباط بکند. 

مسیری که باید طی کنیم تبدیل زندگی به "طرح" (پلات) رمان هست. زندگی مجموعه ی متوالی از حوادثی هست که صرفا از پی هم می آیند. گاه این میان شاید به مدت روزها و سالها هیچ اتفاقی نیافتد. گاه حادثه ای روی می دهد و شخصیت محوری ما را عمیقا درگیر خودش می کند. اما نویسنده با ترتیب دادن و ساختن "طرح" (پلات) منطق خاصی بر گزیده ای از این اتفاقات حاکم می کند. چیزهایی را حذف می کند و چیزهایی را با ترتیبی خاص در کنار یکدیگر قرار می دهد که علاوه بر ایجاد جذابیت, معنا و مفهومی از زندگی به مخاطب القا می کند. این طرح در داستان نویسی کلاسیک که پایه و اساس هر نوعی از داستان هست شامل این ساختار و پیکره هست (به طور خلاصه):

شروع (زمینه چینی و مقدمه - معرفی شخصیت-ها)/ گره افکنی و گسترش رویدادها/ خیز حوادث و در هم تنیدن گره ها/ اوج گرفتن طرح / و در نهایت پایان بندی.

توضیحات مربوط به ساختار طرح در کتب مختلف آموزشی و تئوریک ادبیات داستانی آمده است و از آن بهتر در رمان های شاخص توسط نویسندگان بزرگ در طی سده ها اجرا شده است که با خواندن آنها می توانید بیاموزید.


نویسنده: blog
تاریخ: 1394/02/19 ساعت: 07:42 ب.ظ
سوال دوست گرامی زیتون:
 با عرض سلام و ادب. ممنون از فرصتی که فراهم آورده اید. من به نوشتن بسیار علاقه دارم، ولی نمی دانم به خاطر عدم انسجام ذهنی ام است یا چه مشکل دیگری قادر نیستم آن را به صورت داستان در بیاورم. من پراکنده نویسی می کنم و اگر بخواهم خودم همین نوشته های پراکنده را نقد کنم، مثل موزائیک های ارزشمند و خلاقانه ای می مانند که مثلا یک نویسنده دیگر می تواند از آنها در پیکره کار خود استفاده کند. دوست دارم از یک جایی شروع کنم، اما نمی دانم چگونه؟ دوست دارم خیلی شفاف بدانم چه عناصری در ذهنیتم نسبت به داستان غایبند که نمی توانم، یک داستان شسته رفته ارائه کنم....

پاسخ من:
دوست عزیز سلام خوشحالم که خانه رمان را دنبال می کنی. در حد بضاعتم به این سوال پاسخ می دهم.
جدای از مسائل روحی و روانی و اشتغالات ذهنی که می تواند موجب شود در هنگام نوشتن آنگونه که باید تمرکز و انسجام ذهنی نداشته باشیم, در خود مسئله ی نوشتن رمان ممکن است این پراکنده نویسی ها به دلیل نداشتن یک طرح اولیه باشد.
طرح اولیه و داشتن سرفصل ها می تواند مسیر کلی نوشتن ما را مشخص کند. یعنی ما قبل از اینکه دست به نوشتن متن اصلی ببریم از قبل ایده هایی برای ابتدا / میانه/ و انتهای نوشته ی مان داشته باشیم و بدانیم که رمانمان از کجا شروع می شود, چگونه گسترش پیدا می کند و در پایان به کجا می رسد. اگر این طرح کلی را در تمامی مراحل نوشتن کنار دستمان روی کاغذ یا توی ذهنمان داشته باشیم سررشته ی امور را گم نخواهیم کرد. مخصوصا در نوشتن رمان و داستان بلند از آنجایی که ممکن هست ما روزها و هفته های متمادی مشغول نوشتن باشیم حفظ انسجام و یکپارچگی و تمرکز که از اهمیت بسیاری برخوردار هست کار دشواری خواهد بود.
بنابراین هرچه بیشتر مقدمات رمان را از قبل آماده بکنید در هنگام نوشتن دچار تشتت و گسست نخواهید شد. البته داشتن طرح اولیه به معنای پایبندی تام و تمام به آن نیست. چون نوشتن رمان گاهی در مسیر کشف و شهود قرار میگیرد و شاید در حین نوشتن ایده های جدیدی به ذهنتان برسد و داستان به مسیر تازه ای وارد شود. شما می توانید مسیر تازه را در پیش بگیرید. مهم این هست که برای ادامه و گسترش مسیر تازه هم ایده هایی داشته باشید. از مقدمات نوشتن رمان می تواند اینها باشد: نوشتن یک پرونده کوچک برای شخصیت های اصلی که مشخصات درونی یا ظاهری آنها را در خودش داشته باشد و خلاصه ای از گذشته ی آنها را هم. و همچنین یادداشت هایی درباره ی مکان و زمان اتفاقات. یا حتی خلاصه هایی از صحنه ها و اتفاقات مهمی که بزنگاه های رمان شما خواهد بود. هر چقدر که با دستان پر به پیشواز نوشتن رمان بروید به همان میزان در امر نوشتن با انسجام ذهنی پیش خواهید رفت و دورنمایی از آنچه که در ادامه به آنها خواهید پرداخت در ذهن خواهید داشت. در مقالات پیشین خانه رمان به این مسئله به تفصیل توسط اساتیدی همچون آقای جمال میرصادقی پرداخته شده است. حتما مطالعه نمایید. امیدوارم نکاتی که خدمتتان عرض شد راهگشا بوده باشد.

نویسنده: blog
تاریخ: 1394/02/19 ساعت: 07:24 ب.ظ
بعد از ماه ها فرصتی دست داده است تا به سوالاتی که دوستان در خانه رمان پرسیده اند در حد بضاعت خودم پاسخ بدهم. امیدوارم که  راهگشا باشد.

خانم ترنم:
سلام راستش می خوام یه رمان بنویسم نمی دونم از کجا شروع کنم ایده ی خاصی دارم ولی گیج شدم سن کمی دارم اول راهنمایی ام یه کم درباره قواعد نوشتن برام بگید با تشکر؟

مشاوره من:
سلام. این بسیار عالی هست که در این سن و سال تصمیم گرفته اید وارد وادی نوشتن آن هم از نوع داستانی اش بشوید. ترنم عزیز تبریک می گویم.
اما درباره قواعد نوشتن: این قواعد را می توانیم به دو بخش تقسیم بکنیم.
یکی: قواعد عمومی نوشتن می باشد که مربوط به دستور زبان و نثر می باشد. تسلط به نحو زبان فارسی و ظرفیت های آن و همچنین داشتن دایره ی واژگانی گسترده که می توانیم از طریق خواندن متون مختلف داستانی و غیرداستانی به آن مسلط شویم. مطالعه ی پیوسته می تواند در آموختن ما تاثیر بسزایی داشته باشد. نباید از خواندن متون کهن فارسی و ادبیات کلاسیک ایران غفلت بکنیم چون باعث غنای نثر ما خواهد شد.
و دیگری: فواعد نوشتن رمان و داستان کوتاه. برای یادگیری قواعد نوشتن آثار داستانی چه کوتاه و چه بلند اولین قدم خواندن کتاب های رمان و داستان کوتاه هست, چه ایرانی و چه خارجی. بهتر است یک سیر مطالعاتی داشته باشید. در ابتدا از نویسندگان شاخص ایرانی شروع نمایید و از هر یک کار شاخصی بخوانید و بعد هم به سراغ کتاب های ترجمه شده بروید. برای آشنایی با این نویسندگان منابع لازم به وفور هم در اینترنت و هم در کتابخانه ها و مجلات و روزنامه ها یافت می شود. کتاب هایی مانند "صد سال داستان نویسی ایران" نوشته ی حسن میرعابدینی می تواند مرجع خوبی برای یافتن نویسندگان شاخص و آشنایی با سیر ادبیات داستانی در ایران باشد. قدم دوم در این زمینه مطالعه کتاب های آموزش داستان نویسی هست که کتاب های بسیاری در سالهای گذشته منتشر شده است. با مطالعه کتاب های آموزشی با عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی, صحنه پردازی, طرح داستانی و ... آشنا خواهید شد و در امر نوشتن از آنها بهره خواهید برد.


نویسنده: blog
تاریخ: 1393/04/13 ساعت: 03:30 ب.ظ

دوستان سلام

تعداد سوالات و ایمیل هایی که در صف پاسخگویی هستند یک خرده زیاد هست و من هم به دلیل مشغله های شخصی ام از نظر وقت در مضیقه هستم. امیدوارم کمی صبور باشید تا در یک فرصت مناسب به یک یک سوالات و ایمیل ها در حد بضاعتم پاسخ بدهم. قصد از نوشتن این یادداشت کوتاه فقط این بود که اعلام کنم به زودی به سوالات پاسخ خواهم داد. موفق باشید.


نویسنده: blog
تاریخ: 1393/02/08 ساعت: 10:56 ب.ظ

پاسخ به سوال مهسا:

سلام ببخشید من الان نزدیک یکسال ونیم هستش دارم یک رمان مینویسم هنوز نصفش هم ننوشتم فکر میکنم خیلی کندم بعد من میخوام یک رمان بنویسم ولی غکر میکنم به داستان کوتاه بیشتر شباهت داره فکرمیکنم اگه تااخرش بنویسم خیلی زیاد نشه درضمن اولین نوشتم هست داستانم به نظرم قشنگه وبرای هرکی تعریف کردم همه گفتن خیلی قشنگه طبق گفته بقیه میگم قشنگه ولی داستانمو باحوادثو وتمام جزییاتش مینویسم حس میکنم یجور یکنواختی توش هستش میتونین کمکم کنین خواهش میکنم اگه میشه همینجا راهنماییم کنین ممنونتون میشم.


پاسخ:

مهسای عزیز سلام

برای نوشتن یک رمان نمی توان با دستان خالی وارد گود شد. مخصوصا اگر در آغاز راه نویسندگی هستید. برای همین حتما باید آمادگی کافی را برای شروع نوشتن یک رمان دویست-سیصد صفحه ای آماده بکنید. یعنی پیش از شروع نوشتن باید بدانید شخصیت یا شخصیت های اصلی رمان شما چه کسانی هستند و برای هر یک در حد ضرورت حتما یک پرونده ی مختصر داشته باشید و همچنین درباره ی مفهوم و مضمون کلی رمان خود اندیشیده باشید. باید طرح داستان را تا آنجایی که می توانید برای خودتان مشخص بکنید اینکه چه اتفاقات و حوادثی قرار است رخ دهد و از هم نتیجه شود. در ضمن باید باقی اطلاعات ضروری را هم پیش از شروع به نوشتن جمع آوری بکنید. البته همه ی این پیش درآمد نباید به گونه ای باشد که نوشتن رمان جذابیت خود را از دست بدهد و در نیمه ی راه شوق و ذوق شما فروکش بکند. بنابراین حتما باید کشف و شهود را در جریان نوشتن نیز به خدمت بگیرید تا جذابیت نوشتن همچنان برایتان حفظ شود. در هر کجایی از رمان هم احساس کردید که مجبورید تغییری در مسیر اصلی بدهید بی واهمه این کار را انجام بدهید چون قرار نیست شما به صورت صددرصد تا پایان در بند طرح از پیش نوشته شده باشید.


نویسنده: blog
تاریخ: 1392/12/18 ساعت: 02:00 ق.ظ

سوال مریم

با سلام. از شما کمک و راهنمایی میخواهم،از کودکی در انشانویسی استعداد زیادی داشتم و همچنین علاقه زیاد. وقتی راهنمایی و دبیرستان بودم بسیار کتاب میخواندم و چند رمان چند صد صفحه ای هم نوشتم البته ناشیانه که الان داره خاک میخوره . همیشه اهل مطالعه هستم،٣٠ ساله هستم و چند سال است در ذهنم ایده نوشتن کتابی دارم که امیخته ای از اتفاقات زندگی شخصی باشد که با مطالب روانشناسی روز ترکیب کرده و برای خواننده یک فضای اموزشی همراه با انگیزه برای پیگیری مطالب ایجاد کنم . لطفا مرا راهنمایی کنید که اولین قدم را از کجا بردارم؟

 

نویسنده: blog
تاریخ: 1392/12/18 ساعت: 01:40 ق.ظ

سوال فرهاد

با سلام خدمت شما دوست عزیز
جوانی هستم که همیشه با قدرت خیالم توانسته ام داستان هابی را برای خودم ساخته و مرور کنم.بالاخره روزی تصمیم گرفتم که افکارم را به وسیله ی قلم بر روی کاغذ بنگارم که در صورت محیا شدن شرایط آن را به چاپ رسانم تا بتوانم عقاید خودم را در دنیای پهناور و بی انتهای عشق به دیگران منتقل کنم.  به چندین انتشارات سر زدم و هرکدام یک پاسخ مشخص دادند و این بود که فعلا هیچ رمانی را چاپ نمیکنیم و در حال تعلیق می باشیم. حال در انتظار یک روزنه روشن در این وضعیت تاریک می باشم.

 

نویسنده: blog
تاریخ: 1392/12/18 ساعت: 01:33 ق.ظ

سوال ویدا:

خسته نباشید.من از پنج شیش سالگی خیال بافی می کردم یعنی یه جورایی توی داستان هایی که قرار بود روی کاغذ بیارم زندگی می کردم ،قدرت تخیل خیلی خوبی دارم.می دونم به نظرتون این دلیل نمی شه که من نویسنده رمان بشم ولی خیلی حس نوشتن و قدرت انجام این کارو خیلی وقت ها توی خودم حس می کنم.لطفا اگه جایی رو می شناسید که دوره های آموزشی رمان نویسی یا فیلم نامه نویسی برگزار می کنند،به من معرفی کنید. 

نویسنده: blog
تاریخ: 1392/12/18 ساعت: 12:29 ق.ظ
☼ سوال آیدا:
سلام.من 24 سال سن دارم و از 12 سالگی داستان و رمان می نوشتم برای خودم،این کار آرامم می کند و همچنین احساس می کنم دنیایی دارم برای خودم که غیر این دنیاست و هر زمان که بخواهم می توانم در آن زندگی کنم.خیلی از رمان های آن زمانم الان خنده داره واسم.دلم می خواهد بتوانم روزی رمانی را چاپ کنم.به نظر خودم قدرتش رو دارم اما نمی دونم ارزش چاپ کردن دارند یا هنوز راه زیادی رو در پیش دارم.من آدرس وبلاگی که دوبخش از رمان جدیدم رو داخلش گذاشتم براتون می نویسم. اگر می شه بخونید و نظرتون رو بهم بگید... 
 

   1       2       3       4   
ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

تعداد بازدیدکنندگان : 69688
RSS


/div