X
تبلیغات
رایتل

آموزش رمان نویسی | خانه رمان

مقالات, اخبار و آموزش رمان نویسی

خانه رمان

نمی‌خواهید رمان بنویسید؟

نمى خواهید رمان بنویسید؟ 
اگر رمان خوان حرفه اى باشید قطعاً به نوشتن رمان هم فکر کرده اید و این بى تردید بخشى از دل مشغولى ها و حتى آرزوهاى شماست.هنگامى که تصمیم مى گیرید که داستانى بنویسید، ایده این کار یعنى نوشتن داستان، ذهن شما را درگیر مى کند. بهتر است بدون نگرانى از نتیجه کار به خط سیر داستان فکر کنید، به شخصیت هاى داستان فکر کنید و به مکان هاى داستان فکر کنید. این گونه نخستین گام را براى خلق یک رمان برداشته اید، گام هاى دیگر نیز درپى مى آیند......
نمى خواهید رمان بنویسید؟ 



اگر رمان خوان حرفه اى باشید قطعاً به نوشتن رمان هم فکر کرده اید و این بى تردید بخشى از دل مشغولى ها و حتى آرزوهاى شماست.هنگامى که تصمیم مى گیرید که داستانى بنویسید، ایده این کار یعنى نوشتن داستان، ذهن شما را درگیر مى کند. بهتر است بدون نگرانى از نتیجه کار به خط سیر داستان فکر کنید، به شخصیت هاى داستان فکر کنید و به مکان هاى داستان فکر کنید.

این گونه نخستین گام را براى خلق یک رمان برداشته اید، گام هاى دیگر نیز درپى مى آیند.

گام اول: نخستین چیزى که باید تکلیف خود را با آن روشن کنید، ایده داستان است، براى این کار مى توانید کتاب هاى دیگر را بخوانید، فیلم هاى مختلف ببینید و به موسیقى گوش کنید و کارهایى مانند آن تنها براى الهام گرفتن و یا براى اینکه انتظار بکشید ایده اى به ذهن شما خطور کند. اما بهترین ایده هنگامى به سراغتان مى آید که شما هیچ تلاشى براى فکر کردن نمى کنید.

گام دوم: طراحى و به اصطلاح پیاده کردن تمام ایده هاى ذهنى شما براى کاراکترها، حوادث، مکان ها و یا هر چیز دیگر در داستان است. شما بعداً مى توانید هنگامى که آماده نوشتن مى شوید این موضوعات را فهرست کنید.

گام سوم: تصمیم بگیرید که بالاخره موضوع کتاب شما چیست، دراین نقطه تنها کافى است که موضوعات پایه اى و اصلى را بدانید. مثلاً باید بدانید که چه کسى شخصیت اصلى داستان است و قرار است چه کند. به اصطلاح هر شخصیت چه مأموریتى درکل داستان دارد.در مرحله چهارم باید به چیدمان کلى داستان خود فکر کنید و براى این کار یک سال یا دوره زمانى خاص، یک ژانر خاص و همچنین جزئیات مربوط به شروع کار را باید انتخاب و مشخص کنید.

در مرحله پنجم شخصیت اصلى داستان خود را خلق و مشخص کنید. فراموش نکنید که شخصیت اصلى داستان الزاماً شخصیت مثبت و خوبى نیست بلکه تنها اصلى ترین شخصیت است.شخصیت هاى اصلى یعنى همان کسانى که داستان شما درباره اوست. اما در این زمینه باید مطمئن باشید که شخصیت اصلى در داستان شما شخصیتى کاملاً خاص و منحصر بفرد و درعین حال قابل باور باشد. براى این که شخصیت شما قابل باور باشد باید همانند هر فرد دیگرى داراى تاریخچه و شرح حال زندگى باشد. او نیز همچون هر انسان دیگر باید ترس ها، امیدها، رؤیاها و آرزوها، خانواده و شغل، مشکلات، دوستان و دشمنان، گذشته و حال خود را داشته باشد.

در مرحله ششم طرح و نقشه داستان است که باید به آن بپردازید. آیا شخصیت اصلى شما در تلاش براى تحقق یک هدف خاص است؟ این شخصیت یا شخصیت ها چه هدف ها و اقداماتى باید انجام دهند تا به خواسته و هدف خود نائل شوند؟ این همان موضوعى است که اصطلاحاً کشمکش یا گره اصلى داستان را شکل مى دهد. بنابراین با این سؤال ها مواجه هستید: مشکل شخصیت ها چیست؟ آیا درتلاش براى حل مشکل، مشکلات بیشترى خلق مى کنند؟ 

نکته مهم دراین مرحله توسعه و گسترش طرح داستان است. آیا شخصیت اصلى شما در پى حل مشکل یا در جریان مشکلات خود تا پایان کتاب به شخصیت متفاوتى تبدیل مى شود؟ در این زمینه باید مطمئن باشید که طرح داستانى شما در پیوند کامل با موضوع کتاب شماست و در روند شکل گیرى و ادامه ماجراها تا رسیدن به تغییرات مورد نظر شما در انتها، مراحل و موقعیت هاى بسیارى را ترک کرده و پشت سر مى گذارد.در اینجا به مرحله هفتم مى رسیم.دراین مرحله شما باید شخصیت هاى حمایتگر و نیز شخصیت هاى مقابل و متضاد شخصیت اول را خلق کنید. این شخصیت ها یا باید نقش مهمى ایفا کنند و یا در چشم انداز داستان حضور کافى داشته باشند. دراین زمینه افرادى را که در مسیر داستان با نقش ها و مکالمات و اقدامات فراوان حرکت نمى کنند داخل نکنید زیرا این کار سبب مى شود که داستان کسل کننده شده و وزن لازم را از دست بدهد.



شخصیت هاى دوم داستان هم درست همانند شخصیت اول داستان باید کاملاً باور کردنى باشند حتى اگر ترس ها، امیدها، آرزوها، موتیف ها و گذشته شخصیت ها تا پایان داستان و یا حتى هرگز آشکار نشود، به هرحال شما ناگزیرهستید که آنان را به گونه اى خلق و ترسیم کنید که شخصیت هاى دیگر داستان بتوانند پیرامون آنها حرکت کنند.

به هرحال شخصیت هاى داستانى شما باید کسانى ازمیان مردم باشند لااقل اگر دوست دارید که نویسنده موفقى باشید.

در مرحله هشتم باید به بازنویسى اثر توجه کنید. یک داستان واقعاً در این مرحله است که خلق و نوشته مى شود. دراین مرحله داستان خود را ویرایش و بازنویسى کنید و این همان کارى است که داستان را خوب و خوشایند مى کند.نسخه اول در بیشتر داستان ها همیشه بد خواهد بود. در این مرحله هیچ محدودیت زمانى براى این کار قائل نباشید و تنها به بازنویسى کار فکر کنید.

در مرحله نهم کار خود را مى توانید به کسى نشان دهید دوست و یا افراد خانواده که مى توانند به شما کمک کنند. البته گروه ها و دسته هاى مختلف حاضر در شبکه هاى اینترنتى هم در صورت تمایل شما گزینه خوبى هستندکه به طور هفتگى و یا ماهانه مى توانند بازتابى از کار شما باشند.

مرحله دهم ادامه بازنویسى است. یک داستان بزرگ هرگز به طور واقعى تمام نمى شود و به عنوان یک نویسنده آماتور شما واقعاً هیچ محدودیت زمانى درکار خود ندارید. 

اما اگر حوصله کافى براى نوشتن یک رمان ندارید، احتمالاً در شرایطى هستید که اصلاً نباید این کار را انجام دهید.
چند نکته تکمیلى

زیاد کتاب بخوانید، این کار مى تواند به شما عبارت ها و جملاتى را بیاموزد که نویسندگان به طور معمول در کار خود و براى بیان خود از آنها بهره مى گیرند.

در فرصت مناسب یک هدف ابتدایى، یک موضوع یا موضوعات همچنین یک چیدمان ابتدایى و نیز زمان و شخصیت هاى ابتدایى شامل شخصیت اصلى یا قهرمان داستان و نیز یک یا چند شخصیت متضاد انتخاب کنید که مانعى بر سر راه شخصیت اصلى هستند و یا بر خلاف مسیر یا هدف او حرکت مى کنند و در کنار آن شخصیت هاى حمایت گر که او را در مسیر مورد نظرش یارى مى کنند.شما مى توانید از ابزارهاى مختلف نظیر عناوین موضوعى و یا دیگر روش ها در ترسیم خطوط اصلى داستان استفاده کنید و به کمک این عناوین موضوعى، به گونه اى منطقى خط سیر مستمر خود را در ادامه داستان دنبال کنید و همچنان در طول داستان پى گیرى منطقى خود را ادامه دهید این مسئله نقش مهمى در نوشتن یک اثر حرفه اى دارد زیرا هیچ انسانى علاقه به داستانى ندارد که به گونه اى غیر منطقى ادامه مى یابد و یا داراى شکاف ها و نکات مبهم و ناگفته در مسیر داستان و سیر وقایع باشد.

چارچوب اولیه و پایه اى براى طرح اصلى خود ترسیم کنید. این کار به شما همچون راهنما و علائم راهنما در طول مسیر کمک مى کند که در پیاده کردن ایده هاى خود در داستان اطمینان لازم را بدست آورید ضمن این که شما را در مسیر مناسب که در نقشه تعیین شده قرار مى دهد. با کمک این طرح و یا چارچوب ابتدایى مى توانید به آسانى مسیر خود را از جاده هاى انحرافى قطع کنید.همچنین به شما کمک مى کند تا شخصیت هاى غیر ضرورى و حوادث غیر لازم را از داستان حذف کنید.

این اغلب ایده خوبى نیست که دستنوشته خود را به ناشر ارائه دهید. بلکه بازهم به خودتان براى بازبینى، بازنویسى و اصلاح داستان فرصت کافى دهید. این کار ممکن است حتى چند هفته طول بکشد اما واقعاً ارزش این را دارد که زمان لازم را براى ارائه یک داستان با جزئیات کامل و کیفیت عالى ارائه دهید. 

یکى از مشکلاتى که به آسانى ممکن است بر سر راه شما قرار بگیرد مسئله انتخاب زمان نامناسب براى وقوع حوادث داستان است. انتخاب زمان نامناسب در مورد حوادثى که در زمان حال یا گذشته رخ مى دهند، به آسانى سبب قطع ارتباط خواننده از متن مى شود. بنابراین بهتر است یک قدم به عقب بردارید و همه چیز را اعم از زمان افعال، قواعد گرامرى و جملات را بازبینى کنید و بگذارید دوستان و همکاران شما و دیگران داستان شما را مرور کنند و آزادانه نظر بدهند.

پیش از این که به ناشران عادى مراجعه کنید بهتراست یک ناشر الکترونیکى براى کار خود پیدا کنید. اگرچه برخى ناشران الکترونیکى هم همچون برخى ناشران عادى با مشاهده کار شما مى گویند: «چندان ارزشى ندارد» بیشتر ناشران چنان که من دیده ام چیزى براى ارتقاى کیفیت داستان اضافه نمى کنند بلکه تنها نوعى کاستن از داستان را بر داستان تحمیل و بابت آن هزینه اى را هم بر نویسنده تحمیل مى کنند. اما یک ناشر واقعى کسى است که باید در ارتقاى کیفیت کار شما تلاش کنند و یا به شما در صورتى که آن را واجد ارزش چاپ شناختند، کمک کنند و به شما فرصت بدهند که کارتان را ارتقا بدهید. بیشتر ناشران الکترونیکى از طریق وب لاگ ها و گفت و گو هاى آن لاین مى توانند به شما در ارتقاى کارتان کمک مهمى کنند.تا آنجا که مى توانید از روش هاى نگارشى مختلف استفاده کنید و روشى که بهترین راه براى شماست، انتخاب کنید اما نویسندگان مختلف کاملاً متفاوت مى نویسند اما این پند مهم نویسندگى را فراموش نکنید: که یک قالب و شیوه، همیشه و براى همه مناسب نیست.

نیازى نیست که همیشه درباره چیزى که مى دانید بنویسید بلکه مى توانید درباره چیزهایى تحقیق کنید و مثلاً درباره موضوعى که دوست دارید بدانید، تحقیق کنید و سپس آن را در متن خود داخل کنید. از اینترنت، کتابخانه ها و مصاحبه ها و... به عنوان ابزارهایى براى تحقیق غفلت نکنید.



یک روش براى توسعه یک نول آن است که پایان آن را در ذهن داشته باشید. این کار در شکل دادن موضوع، طراحى و چیدمان داستان و شخصیت ها به شما کمک مى کند. 

سعى کنید شخصیت هاى شما تا حد امکان چند بعدى باشند در غیر این صورت افرادى کسل کننده و به اصطلاح تخت و فاقد جذابیت خواهند بود که حتى بهترین داستان ها را هم خواهند کشت پیش از این که حتى جوانه بزنند.

گاه ممکن است شخصیت هاى شما داستان را به راهى و مسیرى توسعه دهند که انتظار نداشته اید. نترسید!

این مى تواند چیز خوبى باشد و مى تواند مسیر تازه و نویى را به طرح اولیه شما بیفزاید. سعى کنید شخصیت هایتان را بر پایه تجربه هاى واقعى زندگى استوار کنید و شکل دهید و از نظر انگیزه ها و رفتارها بگونه اى باشند که خودتان باور دارید که شخصیت ها در یک شرایط واقعى آن گونه خواهند بود. اما از تخیل خود هم نهایت بهره را ببرید و با دیگران هم به تبادل نظر بپردازید. نترسید از این که اشخاص مختلفى را براى شخصیت هاى مختلف داستان خود مورد تحقیق و بررسى قرار دهید.از دور انداختن و نادیده گرفتن هر ایده اى براى نوشتن خوددارى کنید. زیرا اغلب تمرین خوبى براى دست یافتن به مواد و موضوعات بیشتر از آن است که شما واقعاً به آن نیاز دارید

نظرات (46)
1388/10/30 ساعت 01:01 ق.ظ
امتیاز: 1 2
1389/05/31 ساعت 11:51 ب.ظ
سلام!
اول اینکه مطالب این سایت خیلی خوب و به درد بخور بود، مخصوصا « نمی خواهید رمان بنویسید»
دوم اینکه من فردی هستم عاشق خواندن و نوشتن که تقریبا خوب هم می نویسم ولی یک مشکل بزرگ دارم و آن این است که یا موضوع پیدا نمی کنم ویا اگر پیدا کنم به نظرم خیلی تکراری می آید به طوری که برای مدتی از نوشتن منصرف می شوم اما هرگز نمی توانم عطش نوشتن را از وجودم پاک کنم، به همین دلیل از شما تقاضا می کنم به من در پیدا کردن موضوعات خوب در نوشتن کمک کنید... منتظرم!!!
Yas
امتیاز: 12 3
1390/04/01 ساعت 03:01 ب.ظ
باسلام
ممنون از سایت خوبتون
می خواستم درخواست کنم که به وبلاگ من بیایید وداستان هدیه ی خداوندی که اولین داستان من است را
بخوانید وراجبش انتقاد کنید
این داستان در دوپست نوشته شده قسمت اول در پایین وقسمت دوم بالا
منتظرم
یاعلی
امتیاز: 4 3
1390/05/16 ساعت 12:51 ب.ظ
مطلبی بسیار آگاه کننده و سازنده ای بود. به امید این که هنر داستان نویسی شربت جاودانگی را بنوشد.
امتیاز: 3 5
1390/06/07 ساعت 03:22 ب.ظ
سلام . من طرح یه رمان توی ذهنم دارم . مطالبتون خیلی به من کمک کرد.

یک جایی داخل متن نوشته بودید " قواعد گرامرى"
فکر کنم اگه می نوشتید دستور زبان خیل یبهتر بود.
موفق باشید
امتیاز: 1 4
پاسخ:
بله. اینطوری فارسی‌تر هست.
1391/05/25 ساعت 02:56 ب.ظ
سلام.من یاسمن هستم.من از اول تابستان شروع به رمان خوندن کردم.همه ی رمان هایی هم که خوندم رمان های عشقی بودن.خیلی خیلی این چند رمان قشنگ بود که من رو تشویق به رمان نوشتن کرد.ازشما خواهش می کنم که من رو توی داستانم کمک کنید تا بتونم کتابم رو چاپ کنم.خیلی ممنون از وبلاگ قشنگتون.حتما به وبلاگ من هم یه سر بزنید و جواب خواهش من رو بدین.
امتیاز: 3 2
1391/10/12 ساعت 08:35 ب.ظ
سلام من میخواستم بدونم آیا شما میتونید من رو در نوشتن رمان کمک کنید ، من علاقه وافری به نویسندگی دارم نیم داستانی نوشته ام اما از پایان بردن آن هراس دارم دوست دارم کسی که در این رشته تخصص دارد من را در ادمه این داستان یاری کند آیا می تونم رو ی کمک شما حساب کنم
با تشکر آیدا
امتیاز: 4 1
پاسخ:
بله
روی کمک این وبلاگ و ما می توانید حساب کنید.
1391/10/14 ساعت 01:11 ق.ظ
سلام
من سالهاست که رمان میخوانم و عاشق رمان هستم. و بیشتر وقتها در ذهنم داستان سرایی میکنم بطوری که وقتی فکر میکنم میبینم همانند یک فیلم در ذهنم تداعی کرده است. ولی متاسفانه نمی توانم و یا نمیدانم چطور آنرا روی کاغذ پیاده کنم. و دائم نگرانم که نکند یه موقع اگر شروع به نوشتن کنم یهو کم بیاورم و همین ترس باعث شده دست به قلم نبرم. لطفا مرا راهنمایی کنید که آیا میتوانم یه رمان نویس شوم یا خیر
متشکرم
امتیاز: 2 3
پاسخ:
پاسخ سوالاتان به این آسانی نیست که درباره شدن یا نشدن حرف بزنیم و نظر بدیم. باید شما شروع به کار کنید و ما نتیجه کار رو ببینیم.
1392/02/31 ساعت 04:06 ق.ظ
سلام مرسی از مطالب مفیدتون,خیلی بهم کمک کردن
فقط چندسوال داشتم;من طرح یه رمان خوب توذهنم دارم, ومی خوام حتمارمانمو روکاغذ بیارم ولی شاید باورتون نشه که من تاحالا بیشتر از3رمان نخوندم (ولی دست به قلمم خوبه, حداقل که خودم اینطور فکر میکنم. )بیشتر مواقع وقتی می خوام شروع کنم به خوندن چند صفحه اولشو میخونم چون میبینم واسم جذاب نیس ولش میکنم,البته تا دلتون بخواد سریال باموضوعات متفاوت دیدم.که خیلی هاش واسم الهام بخش بودن,فقط سوالم اینه ;همه میگن واسه اینکه یه نویسنده ی خوب بشی باید خیلی کتاب بخونی ولی من میترسم از اونا واسه نوشته خودم تقلید کنم به نظر شما چیکار کنم,?راستی بعضیا میگن سنت کمه واسه نوشتن (16)ولی به نظر من نوشتن حس می خواد واستعداد. . .راستی من تو انتخاب این که از زبان اول شخص بنویسم یا سوم شخص وانتخاب واژه هاکه میدونم حاصل کم خوندنی مه مشکل دارم میشه کمک کنید?
امتیاز: 1 1
پاسخ:
سلام.
مطالعه ی رمان نویس باید خیلی زیاد باشه و فقط هم محدود به خودن کتاب رمان نشه. باید مباحثی مثل تاریخ، روانشناسی و علومی مثل این هم در برنامهمطالعاتی یک نویسنده باشه.
همه ی ما از کتاب هایی که می خونیم تاثیر می گیرم چه خودآگاهانه چه به صورت ناخودآگاه، فقط نباید مستقیم تقلید و کپی برداری کنیم. می تونیم سبک و سیاق نویسنده های بزرگ رو تمرین کنیم تا ازشون یاد بگیریم. اما اینکه عینا بشینیم و نوشته های اونها رو بنویسیم و به اسم نوشته ی خودمون ارائه‌اش بدیم این اشتباهه.
برای راهنمایی بیشتر حتما آدرس ایمیل یا وبلاگتون رو توی بخش نظرات درج کنید.
1392/04/01 ساعت 04:33 ب.ظ
سلام!
من تقریبا نصف رمانو نوشتم ولی وقتی میخونمش احساس میکنم اوایلش که هنوز ماجرا شروع نشده بود بی روح شده.نمیدونم چی کار کنم که از بیروحیش در بیاد .حالا نزدیک 2ساله دارم روش کار میکنم ولی اوایلش هنوز همون مشکل رو داره.واقعا نمیدونم چی کار کنم
امتیاز: 2 1
پاسخ:
اگر دوست داشته باشید می تونید فصل ابتدایی اون رو برام بفرستید تا نظرم رو بگم. ایمیل من:
novel.home@yahoo.com
1392/04/18 ساعت 11:27 ب.ظ
سلام.
مطلبتون واقعا خوبه.
من شروع کردم به رمان نوشتن.چند سال پیش
چند تا داستان کوتاه نوشتم.
الان دو روزه رمانمو شروع کردم..
میشه کمکم کنین؟
امتیاز: 1 1
پاسخ:
پاسخ مدیر:
سلام.
دوست عزیز شما می توانید هر نکته ای که مد نظرتون هست بفرمایید تا در اون مورد به شما مشاوره داده بشه. مثلا طرح ریزی رمان یا فیش برداری برای رمان و مسائلی از این دست. باید دقیق سوالتون رو بنویسید تا من بتونم دقیق پاسخ بدم. موفق باشید.
1392/05/31 ساعت 06:41 ب.ظ
با سلام...خیلی ممنون از مطالب مفیدتون...
من تقریبا دارم از روی اصول نوشتن که توی اینترنت ها گذاشتن..رمان مینویسم..سعی هم میکنم این اصول رو رعایت کنم.. ایده های خیلی خوبی دارم که اگه خوب پرداخت بشه عالی میشه..ولی مشکل اینجاس که تا میام بنویسم..همه نظم فکریم و اون ترتیب نوشتنم بهم میریزه.. بعدشم یه مشکل دیگه من اینه که سکانسهایی که به ذهنم میرسه کاملا پراکنده است و کلی باید روش کار یا فکر کنم و موقع نوشتن باید بهم بچسبونمشون..چه مال اول داستانم باشه چه وسطش و چه اخرش.. همخین کلافم کرده..البته یه جایی یادداشتش میکنم تا بعد به اون سکانس برسم...
ممنون میشم کمک کنید..بیشار توی اصول نوشتن مشکل دارم تا خود نوشتن..مثلا چندتا سوال دارم برای زاویه دید..
همین موانع هست که سرعت پیشرفت رمانمو کند میکنه..
فقط تصمیم دارم رمان پلیسی بنویسم..هرچی باشه بهتر از عشقی محضه!...حالا هم توی این ژانر دارم مینویسم..با همه مکافاتی که دارم تازه فصل اولشو تونستم بنویسم..اما یه جورایی استرس دارم برای ادامه ش...خیلی هم علاقه دارم به نوشتن..از موقع راهنمایی رمان مینوشتم ولی هنوز...
اصلا راضی کننده نیس..با اینکه کلا کتابخون خوبی هستم..مخصوصا رمان..
یه چیز دیگه! نمیدونم سبک و لحن قلمم توی این رمان چطوره..یکی رو هم ندارم که توی اینجور مسائل وارد باشه و نظر بده...
ممنون میشم کمکم کنید.. در ضمن سوالامو کجا میتونم بپرسم؟؟
تازه کنار این ، دوتا رمان نیمه نصفه دارم..که به همون دلایل زمین مونده..
امتیاز: 1 2
پاسخ:
سلام. پاسخ به سوالات شما شاید در این بخش کامنتدانی نگنجد.
اول: برای یادگرفتن اصول نوشتن بهترین منبع کتابهای رمانی هستند که در ژانر مورد نظر شما منتشر شده اند (ژانر پلیسی). مثلا از کلاسیکهای این ژانر آگاتاکریستی و آرتورکانن دایل و بعد نویسنده هایی مثل داشیل همت و ریموند چندلر و برخی دیگر از نویسندگان هستند که اگر جستجویی داشته باشید می توانید پیدا کنید.
شما باید در درجه اول رمان بخونید تا ذهنیت درستی برای شما درباره ساختار رمان شکل بگیرد. یعنی باید آنقدر بخونید که ساختارهای بنیادی این نوع رمان‌ها توی ناخودآگاه شما رسوخ کند. مسائلی مثل این که این رمان ها با چه زاویه دیدی روایت می‌شوند.؟ از چه زمانی برای روایت رمان استفاده می‌شود؟ نقطه شروع رمان چگونه هست؟ نویسنده چگونه اطلاعات را به مخاطب منتقل می کند که رمان پلیسی شکل بگیرد؟ صحنه پردازی چگونه است و دیگر این که پلات روایت چه نوع ساختاری دارد؟
برای این که بتونید تحلیل درستی از این نوع سبک داشته باشید در کنار خوندن خود رمان ها می تونید کتابهای نقد و نظریه هم بخوانید تا فهمتون دقیقتر بشه. و در کنار اون حتما و حتما و حتما باید بنویسید و تمرین بکنید و مشق بکنید و تکنیک ها رو تمرین بکنید تا کاملا مسلط بشید.
دوم:
برای این که بتونید با نظم و بدون پراکندگی بنویسید حتما باید از قبل برای رمان طرح بنویسید. در این باره توی مطالب آتی سایت خواهم نوشت. اول باید رئوس فصلها مشخص بشه و بعد باقی مطالب. بعدا در این باره می نویسم.
سوم:
سوالات رو می تونید در اینجا بپرسید تا من سر فرصت جوابها رو بنویسم.
آدرس وبلاگ و ایمیل هم فراموش نشود تا راه ارتباطی باش شما باشد.
1392/06/18 ساعت 07:44 ب.ظ
با سلام.
من چندتا نظر داده بودم توی این وبلاگ... چرا هیچی ازنظرهامو نمیبینم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

منتظرجوابتون بودم...که دیدم بله! نظرام نیستش
امتیاز: 1 3
پاسخ:
سلام.
امروز فرصت شد و پاسخ نظراتتون رو پای هر یک از نظراتتون نوشتم.
1392/06/22 ساعت 01:45 ب.ظ
با سلام..
اول یه پیشنهاد بدم .. بهتره یه جایی هم برای سوال و پاسخ توی وبلاگ در نظر بگیرید تا هرکسی در مورد اشکالات رماش سوالی داشت، اونجا بپرسه..
اینجور دسترسی به سوال و جواب ها راحت تر میشه.
...............................
یه چیزه که حسابی منو برده توی فکر! و نمیدونم دقیقا چکار باید بکنم...
زاویه دید اول شخص رو خیلی دوست دارم ولی بخاطر محدودیتی که داره مجبور شدم راوی دانای کل رو انتخاب کنم (بخاطر ژانر پلیسی) ..اصولا خودم با راوی دانای کل راحتم..
حالا نمیدونم این روش هم درسته که رمان با چند زاویه دید نوشته بشه؟؟؟ مثلا راوی اول شخص با سوم شخص ترکیب بشه؟؟؟ مثلا چیزی که براش در نظر گرفتم ، اینه که (راوی اول شخص،برای شخصیت اول داستان ) و (راوی دانای کل برای بقیه شخصیت هاو ) باشه...
این مدلی هم قابل قبوله؟؟؟
امتیاز: 2 1
پاسخ:
سلام.
درباره پیشنهادتون موافقم. یک صفحه به این کار اختصاص می دم و به زودی لینکش رو توی منو قرار می دم. ممنون از پیشنهادتون. اینجوری تکلیف بحث ها و پاسخ دادن به نظرات خاص راحت میشه. مرسی
=================================
اما درمورد زاویه دید و نوع راوی.
از آخر سوالتون بیام اولش.
میشه رمان رو با چندتا راوی و با شکلهای روایتی مختلفی نوشت. یعنی هم نوع راوی مثلا اول شخص و سوم شخص یا حتی دوم شخص یا اول شخص جمع باشد و هم شکل روایت در بخش های مختلف متفاوت باشد. مثلا بخشی از رمان به وسیله شکل نامه روایت شود، بخشی از آن به صورت اعترافات یک مجرم و بخشی دیگر به صورت روایت مستقیم راوی دانای کل.
توی کارهای ایرانی آخرین کاری که خوندم رمان رو با دوتا راوی روایت کرده بود، کتاب «آفتاب پرست نازنین» نوشته ی محمدرضا کاتب بود که یکدرمیان از روایت اول شخص و سوم شخص استفاده کرده بود.
اما اونچیزی که این وسط مهم هست اینه که نویسنده برای این کار دلیل قانع کننده ای داشته باشه. مثلا استفاده از یک راوی نتونه از پس بیان پیچیدگی‌های داستان بربیاد و برای همین چندتا نظرگاه رو به جهان داستان باز بشه، مثل کاری که فالکنر توی رمان «خشم و هیاهو» انجام داده و توی مصاحبه‌اش با پاریس ریویو به این نکته اشاره کرده. این مصاحبه رو می تونی توی کتاب «کار نویسنده» و «رمان از روی دست رمان نویس» بخونی. اولی با ترجمه اخوت و دومی با ترجمه محسن سلیمانی.

و اما درباره نوع راوی توی رمان ژانر پلیسی، این ژانر یک سری کلیشه‌ها رو تکرار می کنه تا از این طریق مخاطبانش رو همیشه داشته باشه. یعنی از یک سری شیوه ها و تکنیک های پذیرفته شده برای کارش استفاده می کنه.
اما توی سبک ها و شیوه های جدید، مثلا پست مدرنیستی، بعضی از نویسنده ها هستند (مثل پل استر) که از همین فرم (Form) رمان پلیسی برای روایت رمان استفاده می کنند و اتفاقا به شیوه راوی اول شخص هم می نویسند. پیشنهاد می کنم کارهای ابتدایی پل استر را حتما بخونی. کارهایی مثل «شهر شیشه ای»، «ارواح» و تا حدودی هم رمان «هیولا»یش را.
محدویت همیشه بد نیست و اتفاقا از نظر زیبایی شناسی ادبی این محدویت می‌تونه باعث جذابتر شدن کار بشه. هر چقدر اطلاعاتی که به تنه ی رمان تزریق میشه محدود و در طول رمان باشه، به همون مقدار به حس کنجکاوی و تعلیق و جذب کردن مخاطب افزوده میشه.
من سعی می کنم توی بحث های بعدی این قضیه رو در حد وسعم باز کنم. اما پیشنهاد می کنم تا اون موقع از کتاب «کتاب ارواح شهرزاد» نوشته ی شهریار مندنی پور، بخش پایانی کتاب که پیوست هست و درباره فرم هست حتما بخونی که در اونجا درباره این محدودیت و زیبایی شناسی ادبی خیلی خوب و دقیق نوشته.
1392/06/24 ساعت 11:37 ب.ظ
ممنون...خیلی لطف کردین...
امتیاز: 2 1
پاسخ:
سلام.
خواهش!
1392/09/05 ساعت 07:53 ب.ظ
اولین رمانم رابابدبختی های یک فرد شروع کردم ووقتی که یکی می خونش گریش می گیره
امتیاز: 3 2
1392/11/06 ساعت 12:16 ق.ظ
سلام ببخشید من الان نزدیک یکسال ونیم هستش دارم یک رمان مینویسم هنوز نصفش هم ننوشتم فکر میکنم خیلی کندم بعد من میخوام یک رمان بنویسم ولی غکر میکنم به داستان کوتاه بیشتر شباهت داره فکرمیکنم اگه تااخرش بنویسم خیلی زیاد نشه درضمن اولین نوشتم هست داستانم به نظرم قشنگه وبرای هرکی تعریف کردم همه گفتن خیلی قشنگه طبق گفته بقیه میگم قشنگه ولی داستانمو باحوادثو وتمام جزییاتش مینویسم حس میکنم یجور یکنواختی توش هستش میتونین کمکم کنین خواهش میکنم اگه میشه همینجا راهنماییم کنین ممنونتون میشم
امتیاز: 1 1
پاسخ:
سلام
در یک پست اختصاصی به این سوال پاسخ داده شد
1393/02/15 ساعت 08:19 ب.ظ
سلام راستش می خوام یه رمان بنویسم نمی دونم از کجا شروع کنم ایده ی خاصی دارم ولی گیج شدم سن کمی دارم اول راهنمایی ام یه کم درباره قواعد نوشتن برام بگید با تشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در یادداشت های جدید خانه رمان به این موضوع خواهم پرداخت. اینجا را دنبال کنید.
1393/08/20 ساعت 11:14 ق.ظ
سلام.از نکته های خوب و دقیقی که بیان کردید ممنونم.سالهاست به رمان نویسی فکر می کنم اما هرگز شهامت لازم برای تکمیل نوشته هایم را نداشته ام.بارها در ذهنم این رویا را پس زده ام.ولی پررنگ تر و قوی تر از گذشته در ذهنم نقش بسته.می دانم شکست مقدمه ی پیروزیست با این حال از شکست می ترسم و این یکی از ضعف های من است.ترس بعدی من ناشی از عدم اعتماد به ناشرین است! ایا می توان به ناشرین و امانتداری انها اعتماد کرد؟ چطور ناشر امین و خوب پیدا کنم؟من خیلی رویا پرداز و ارمانگرا هستم.ایا می توانم با این خصوصیات شروع خوبی در نویسندگی داشته باشم؟ لطفا پاسخ دهید.منتظرم.ممنون.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.
ممنون که سوالاتتان را مطرح کردید. در اولین فرصت در یک یادداشت به نکاتی که فرمودید پاسخ خواهم داد.
1393/08/20 ساعت 11:38 ق.ظ
خیلی مفید بود.ممنون
امتیاز: 0 0
1393/11/17 ساعت 03:58 ب.ظ
سلام ممنون ازوقتی که برای جواب دادن میذارید من هفت فصل از رمانم رو نوشتم به چند نفر هم دادم تا بخونند که نظر مثبت هم داشتند اما دلم می خوادیک نفر نظر تخصصی تری راجع به کارم بده میشه کمکم کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خوشحال میشدم که فرصتی بود و نوشته های تان را می خواندم و اگر نکته ای بود در میان می گذاشتم. فعلا برنامه ای برای مطالعه کارهای دوستان ندارم. به محض پیدا شدن چنین فرصتی در وبلاگ اطلاع رسانی خواهم کرد.
برقرار باشید و کامیاب.
1393/12/23 ساعت 02:22 ق.ظ
من میخوام رمان بنویسم امانمیدونم کجامیخوام توی ی سایت اینترنتی باشه ایده جالبی دارم کمک کنید....ب وبم سربزنیدوراهنماییم کنیدممنونم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام.
اگر قصد انتشار رمان و گرفتن بازخورد از مخاطبین را دارید از طریق یک وبلاگ شخصی یا وبلاگ های گروهی رمان می توانید به این هدف خود برسید.
موفق باشید
1394/10/14 ساعت 03:12 ب.ظ
سلام ممنون ازمطالبتون.
میخواستم بگم من به تازگی عاشق نوشتن داستادهای معمایی شدم امانمیدونم چطوری باید شروع کنم اخه این اولین باریه که میخوام بنویسم میسه کمکم کنین لطفا.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
برای شروع پیشنهاد می کنم از نویسندگان کلاسیک داستان های معمایی مثل آگاتا کریستی و آرتور کانن دویل شروع بکنید. بعد نویسندگانی مثل داشیل همت و ژرژ سیمنون. با خواندن آثار این نویسندگان میتوانید با ساختار داستان های معمایی و کارآگاهی آشنا بشید. البته برای کارهایی که فضاهای به خصوصی داره می تونید از نویسندگان معاصرتر مثل دن بروان هم بخونید مثل رمان رمز داوینچی و ...
موفق باشید
1395/01/30 ساعت 10:05 ب.ظ
من یه رمان نوشتم بنظر خودم خیل قشنگه حالا نمیرونم باهاش چیکار کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
وقتش رسیده است بدهید دیگران بخوانند ببینند چه طور هست
هم آدم های معمولی و دوستان
و هم صاحبنظران
اگر در کل پسندیدند منتشرش بکنید تا عموم بخوانند
یا به صورت کتاب چاپی و یا الکترونیکی
موفق باشید
1395/02/16 ساعت 09:38 ب.ظ
میخوام رمان بنویسم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
بسیار عالی
دست به قلم شوید
منتظریم
1395/03/01 ساعت 04:44 ب.ظ
از نوشته هاتون خیلی ممنونم باعث میشه تو کاری که میکنم هدف داشته باشم که به نظرم واقعا برای کسی که میخواد بنویسه لازمه
به جرئت میتونم بگم من کتابخون قهاریم و همه جور کتابی هم میخونم علمی و روانشانسی و فانتزی و کلاسیک و شعر ایرانی و خارجی و..... اما کتاب هایی که مینویسم بخ نظرم دست به قلمشون خوب نیست ایده هایی که دارم معرکن اما خوب نمیتونم رو کاغذ بیارمشون کاش یه راهنمایی در این موردم بکنین.....
ممنون
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
مرسی. نظراتتان دلگرم کننده است. ممنونم.
اگر میخواهید رمان بنویسید حتما باید با ساختار رمان آشنا شوید. برای این کار حتما باید رمان های بسیاری بخوانید. رمان های بزرگ و جدی.
چنانچه رمان خوانده اید و هنوز نتوانسته اید کامل با فوت وفن کار آشنا شوید به سراغ کتاب های آموزشی بروید. کتاب هایی که عناصر داستان و تکنیک های داستان نویسی را آموزش می دهند تا با مطالعه ی این کتاب ها بتوانید رمان هایی را که خوانده اید بهتر تحلیل و درک بکنید.
علاوه بر اینها حتما تمرین بکنید تا چیزهایی که یادگرفته اید در شما درونی شود و بتوانید در هنگام نوشتن رمان به کار بگیرید.
موفق باشید
1395/03/11 ساعت 10:03 ب.ظ
سلام.
قبل از هر سخن، از شما سپاسگزارم به خاطر وقتی که خیرخواهانه میگذارید و خیلی از علاقمندان را از سردرگرمی بیرون می آورید.
من رمان خواندم، مدتی بود که انگار معتاد شده بودم؛ اما از بین تمام این رمان ها فقط از خواندن یکی بسیار لذت بردم که دلیل آن، قلم زیبای نویسنده و به اعتقاد بنده فاصله گرفتن از جملات سطحی و به کاربردن تعابیر و حرف های زیبا بود که به دل مینشست.
و من دوست داشتم که رمانی بنویسم که دارای ایده ی جدیدی باشد و پایانی که حدس آن به راحتی ممکن نباشد و شاید حتی پایانی نداشته باشد!
با توجه به کنکوری که امسال باید در آن شرکت کنم و علاقه ای که به رشته ام دارم، فرصتی برای قلم در دست گرفتن و به نوشتن آن چه که مدتی ست در ذهنم به روشنی مرور میشود، ندارم.
مرور کلمات و تجسم فضای این رمان نانوشته که نمیدانم روزی موفق خواهم شد آن را روی کاغذ بیاورم یا نه، بسیار زیباست...
ناگفته نماند که بسیار هم وقت میگیرد و این گونه است که مینشینم درس بخوانم اما در ذهن، زیبایی هایی را که فقط در ذهن میگذرد مرور میکنم!
اما مطلبی که من را به شک می اندازد این است که مبادا ایده ای آن خیلی هم جالب نباشد، خواننده را خسته کند یا من در پردازش آن توانا نباشم.
به یاد دارم که در انشایی که دوم راهنمایی نوشتم و به نظر زیبا می آمد، درباره ی موضوعی که دبیر مطرح کرده بود داستان کوتاهی نوشتم که کلیشه نبود، درست مثل ریتم این رمان، و شاید اگر مهارت بیشتری در نوشتن آن و به کار بردن کلمات و... داشتم، بسیار زیباتر میشد.
نگرانی من از این است که این موضوع روی کاغذ آنی نشود که در ذهنم نقش بسته...
چه کنم؟ آیا در فرصتی مناسب میتوانم خوب در عمل ظاهر شوم؟ اگر روند و ریتم داستان از پیچیدگی های احساس بیشتر سخن بگوید تا اتفاق افتادن و رو به رو شدن با حوادث، آیا کسل کننده نخواهد شد؟ و درک آن سخت؟
نوشته ام بیشتر شبیه درد دل است، شرمنده، وقت گذاشتید و آن را خواندید.
بسیار متشکرم.
امتیاز: 1 1
پاسخ:
سلام
دوست عزیز
همیشه از خواندن نظرات و پیام های دوستان لذت می برم. مرسی که تجربیات و مسائل نویسندگی تان را با ما به اشتراک می گذارید.
دوستان دیگری هم با این مسئله دست به گریبانند. در واقع می شود گفت همه ی نویسندگان.
قبلا در طی مطلبی به این موضوع پرداخته ام:
http://novelhome.blogsky.com/1394/08/10/post-42/
اینجا را بخوانید.
سعی می کنم باز هم در این باره بنویسم.
1395/06/12 ساعت 01:19 ق.ظ
من رمان نوشتم چیکار کنم بیارم قسمت آنلاین اغاااااا کمکم کنید هیچی اطلاعات ندارم اول باید چاپ بشه یا نه!؟ به اون ربطی نداره!؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
اول از همه کارتان را بعد از نوشتن بازخوانی بکنید و بعد به اهل فن نشان بدهید تا نظر کارشناسی بدهند. اگر در حد قابل قبول باشد می توانید با ناشرین صحبت کنید تا به صورت چاپ کاغذی منتشر شود. اگر هم کار متوسطی بود که ناشر حاضر به چاپش نشد خودتان به صورت کتاب الکترونیکی پی دی اف در بیاورید و از طریق سایت هایی که اینگونه کتابها را منتشر می کنند کتاب تان را منتشر کنید. یا از طریق وبلاگ خودتان مثلا.
اگر هم خیلی ضعیف بود بگذارید توی آرشیو و از فکر انتشارش بیرون بیایید و بروید سراغ نوشتن رمان بعدی. البته باید ضعف های تان را از طریق مطالعه و گرفتن نظر کارشناسان برطرف کنید.

برای انتشار رمان تان به صورت آنلاین می توانید از این سایت هم استفاده کنید:

رمان نویس ها
http://romannevisha.blogfa.com/
1395/06/13 ساعت 03:47 ب.ظ
اول سلام راستش من دیگه بریدم دارم دیوونه میشم یه موضوع عالی واسه رمان دارم ولی نمیفهمم چرا کسی کمکم نمیکنه میخام رمان بنویسم و احتیاج به کمک دارم نمیدونم از کجا باید شروع کنم نمیدونم باید کجا رمانمو تایپ کنم میشه کمکم کنید؟؟؟؟احتیاج به رهنمایی دارم واقعا ادم حسودی نیستم ولی دارم حسودی میکنم به کسایی که دارن رمان مینویسن خواهشا کمکم کنید هم سن و سالم کمه هم تجربم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. برای نوشتن رمان هیچ ضرورتی ندارد که رمان را حتما در سایت/وبلاگ/انجمن تایپ بکنید. اول از همه باید رمان را برای خودتان بنویسید. روی کاغذ و یا توی کامپیوتر -نرم افزار واژه پرداز (مثلا آفیس وورد)-.
نوشتن رمان به صورت آنلاین آن هم با این عجله که شما دوستان نوقلم و تازه کار دارید فقط به نگارش تان لطمه می زند.
راه و رسم نویسندگی این نیست.
رمان تان را اول در خلوت خودتان بنویسید و بعد به فکر انتشار باشید. یا انتشار چاپی از طریق ناشر و یا انتشار الکترونیکی از طریق سایت ها ی رمان.

برای انتشار رمان تان از طریق این سایت هم می توانید اقدام کنید:
رمان نویس ها
http://romannevisha.blogfa.com/
1395/06/22 ساعت 01:31 ق.ظ
سلام. مطلب واقعا آموزنده ای بود.
من براتون ایمیل فرستادم. ولی نمیدونم چقدر باید روی جواب دادنتون حساب کنم. برای همین درخواستم رو یه بار دیگه اینجا مطرح میکنم.
من 19 سالمه. از 12 سالگی داستان مینوشتم و از 10 سالگی کتاب میخوندم.البته توی سبک فانتزی و تخیلی. عاشق نوشتن هستم. ایده های خیلی خیلی زیادی هم دارم که همه رو یادداشت کردم. بعضی از این ایده ها به حدی عالی هستن که بعضی وقتا خودم تعجب میکنم چطور به ذهنم رسیدند. فقط یه مشکل خیلی بزرگ دارم و اونم اینه که تا به حال هیچ داستانی رو تموم نکردم.
از وقتی وارد دبیرستان شدم، از کتاب های تخیلی فاصله گرفتم. حالا بعد از 4 سال، نه میتونم کتاب بخونم و نه میتونم بنویسم. نمیدونم مشکل از کجاست. ایده حاضره، طرح کلی داستان رو میدونم با شخصیت های داستانم کاملا اشنا هستم و همه چی خوبه. میدونم قراره آخر داستانام چه اتفاقی بیافته. اما همین که قلم دست میگیرم یا پای لب تاپ برای تایپ کردن داستان میشینم، انگار هرچی شوق و ذوق برای نوشتن دارم از بین میره. واقعا نمیدونم مشکل از کجاست. ایده ها به مغزم فشار میارن، اونقدر که نمیدونم باید کدومشو اول بنویسم. در حال حاضر 11 تا ایده ی مختلف داستان رو توی لب تاپم ذخیره کردم. بعضی ها رو تا یکی دو صفحه ادامه دادم. بعضی ها رو هم تا 12 یا 13 صفحه اما همش همینه! اصلا دست و دلم به نوشتن نمیره با اینکه واقعا دوست دارم بنویسم. تموم کردن یکی از داستان هام برام آرزو شده. خواهش میکنم کمکم کنید.
اگر خواستید میتونم یکی از نمونه کار هام رو براتون بفرستم
با تشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
وقت به خیر.
ایمیل و کامنت شما را خواندم.
مسائل مختلفی می تواند موجب شود که دست و دلم آدم به نوشتن نرود. من دقیقا نمی دانم که مشکل شما از چه جنسی هست. به مواردی که به نظرم می رسد اشاره می کنم.
یکی اش می تواند کمال گرایی شما باشد. اگر اینطور فکر کنید که باید حتما در داستانی که پیش رو دارید شاهکار خلق کنید نوشتن را به صورت ناخودآگاه به تعویق می اندازید. یعنی به صورت ناخودگاه از نوشتن تفره می روید. و توی ذهن تان مدام دست دست می کنید و منتظر روزی هستید که احساس کنید بالاخره از عهده خلق یک داستان خیلی عالی بر می آیید یا شرایط برای خلق یک شاهکار محیا شده. و چون از طرف دیگر می دانید که این قضیه (خلق شاهکار) در همین قدم اول تاحدودی محال هست (در واقع امر هم محال هست) برای همین ذهن شما ترمز کرده. هم فکر می کنید که باید یک چیز خیلی خوب بنویسید و هم احساس می کنید که فعلا در شرایط حاضر ممکن نیست. برای همین ذهن تان ایستاده.
شاید دلیلش این باشد. در خیلی از نویسنده های دور و برم و حتی در خودم بسیاری از اوقات مشکل این بوده. چاره اش این هست انتظارات از خودتان را به صفر برسانید. و بدانید که هیچ نویسنده ای در همان قدم اول شاهکار خلق نکرده. حتی 90 درصد نویسندگان در قدم آخر هم شاهکار خلق نکرده اند. شاهکار یعنی کار بی عیب و نقص. اینکه کار بی عیب و نقص خلق کنید از فکرتان بیرون بیاندازید. حتی کتاب شاهکار قرن را هم که نگاه بکنید عاری از عیب و نقص نیست.
هر نویسنده ای باید سعی کند در هر اثرش نسبت به اثر قبلی یک قدم- یک خرده جلو برود و پیشرفت کند.
تنها کاری که باید بکنید این هست که بدون فکر کردن به هر مسئله دیگری بنشینید و بنویسید و تمام کنید. اصلا قصد و نیت بکنید بدترین کتابی که ممکن هست را بنویسید و تمام کنید. برای همین دنبال نوشتن یک شاهکار یا کار بی عیب و نقص نباشید. تا زمانی که این مسئله (خلق شاهکار) گوشه ذهن تان باشد همیشه میان نوشتن و ننوشتن گیر خواهید کرد. باید بپذیرید که خلق شاهکار در قدم اول محال هست و هیچ لزومی هم ندارد. باید از کمال گرایی بپرهیزید.
اگر با توضیحاتی که دادم احساس کردید مشکلتان این هست پیشنهاد می کنم حتما کتاب ژول سالزمن به اسم "اگر می توانید حرف بزنید پس می توانید بنویسید" را بخوانید. حتی اگر مشکلتان این مورد نبود هم حتما این کتاب را بخوانید. من اگر وقتی هم سن و سال شما بودم این کتاب را می خواندم مسیر نویسندگی ام کلا تغییر می کرد.

اما مورد دوم
مورد دوم بر میگردد به نگاه شما به خود مسئله نوشتن رمان. نوشتن داستان و رمان کشف هست. بعضی ها وقتی خط کلی داستان و پایان آن را می دانند دیگر شوقی برای نوشتن ندارند. انگار که کل مسئله رمان همان خط کلی و پایان هست. در حالی که رمان و داستان کلمه به کلمه ساخته می شود. در واقع کلمه به کلمه کشف می شود. چیزی که قبل از نوشتن رمان هست با چیزی که در حین و بعد از نوشتن رمان به وجود می آید ماهیتا فرق می کند. در خیلی از موارد از یک جایی به بعد نویسنده کلا طرحی را که داشته رها می کند و به راه جدیدی می رود. یک داستان جدید یک شخصیت جدید وارد رمان می شود و پایان هم تغییر می کند.
بنابراین اگر اینطور فکر بکنید که قرار است لحظه به لحظه رمان را کشف بکند و بسازم می بینید که اصل کار هنوز مانده و جذابیت و زیبایی اصلی نویسندگی هم همین هست. وگرنه همه ی آدم های روی زمین کلی خط داستانی و پایان بندی توی جیبشان دارند. اما فرق من و شما با این آدم ها این هست که ما یک خط داستانی را گاهی در 500 صفحه می نویسیم. چون ما کلمه به کلمه خلق و کشف می کنیم. کلی گویی نمی کنیم.

فعلا همین ها به ذهنم می رسد. اگر نکته ای نیاز به توضیح بیشتر داشته باشد تا آنجایی که وقتم اجازه بدهد در خدمتتان هستم آقا یا خام صیاح گرامی.
موفق باشید
1395/07/25 ساعت 10:51 ب.ظ
سلام دوست عزیز رمان عاشقانه ای دارم که خودم نوشتم تقریبا چند سالی میشه تموم شده داره خاک میخوره فقط به کمی ویرایش نیاز داره که به خاطر مشغله کاری فرصت ویرایشش را نکردم به نظر خودم که خیلی رمان خوبی شده و وقتی میخوانم باور نمیکنم آن را من نوشتم وکار من است فقط اطلاعاتی ندارم از گذاشتن رمان در قسمت آنلاین آیا باید اول ویرایش بشه بعد عضو بشم یا نه در طول عضویت میشه ویرایش کنم وسوال بعدی اینکه چقدر طول میکشه که رمانم تایید بشه وایا باید فصل به فصل ارائه بدم به قسمت آنلاین یا کامل همون اول ارائه بدم ممنون میشم کمکم کنید با تشکر از اساتید رمان آنلاین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خانه رمان فعلا امکان انتشار رمان آنلاین ندارد.
پیشنهاد می کنم اگر قصد چاپ رمان رو ندارید اون رو به شکل کتاب پی دی اف در بیارید و در سایت هایی که رمان رو به صورت رایگان برای دانلود قرار میدهند منتشر بکنید.
موفق باشید
1395/07/28 ساعت 01:15 ب.ظ
سلام خیلی ناراحتم بی صبرانه منتظر جواب تونم چرا کسی جواب منو نمیده؟ لطفا
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ببخشید که دیر جواب می دهم
در کامنت قبلی پاسخ شما را نوشتم
موفق باشید
1395/10/21 ساعت 06:24 ب.ظ
سلام من تا الان خیلی رمان خوندم .تصمیم گرفتم خودم رمان بنویسم .مطالبتون خیلی اموزنده بود .فقط یه سوال چطور ناشر الکترونیکی پیدا کنیم .؟
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
برای انتشار الکترونیکی کتاب از چند راه می توانید اقدام کنید
1_ یا خودتان کتاب را در یک وبلاگ یا سایت شخصی برای دانلود قرار بدهید و برایش تبلیغ بکنید. دانلود هم می تواند به صورت پولی باشد و هم به صورت رایگان.
2_ یا اینکه اگر خواستید به سایت هایی که کتابخانه های آنلاین هستند مثل کتابناک و کتاب راه و ... مراجعه بکنید و کتاب تان را برای انتشار رایگان و یا پولی در آنجا اپلود کنید.
3_ اگر هم بخواهید کار را به صورت رسمی (با مجوز و از طریق ناشر حرفه ای) منتشر بکنید که باید اول مجوز را از ارشاد بگیرید و بعد از طریق سایت های حرفه ای مثل طاقچه یا فیدیبو برای فروش یا دانلود رایگان قرار بدهید.
موفق باشید
1395/11/10 ساعت 11:30 ب.ظ
سلام ببخشید میخواستم بدونم کجا باید رمانی که نوشتم را بگذارم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
در گوگل موارد زیر را جستجو کنید:
انجمن رمان
تایپ رمان
تالار رمان
سایتها و تالارهای زیادی برای انتشار هست.
موفق باشید
1395/12/26 ساعت 09:49 ب.ظ
سلام من ی داستان واقعی ک شروعش از بازی کلش اف کلنز بود بنظرم اگه بخوام رمان را بنویسم خیلی قشنگ و جالب از اب درمیاد نمیخوام تو دفتر بنویسم و بخوام چاپ کنم دردسرای زیادی داره اما ی برنامه ی رمان نویسی میخوام لطفا راهنماییم کنید
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام. اگر منظورت از برنامه رمان نویسی این تالارها و تایپیک ها و انجمن ها هستند می تونی توی وب سئرچ بکنی و به یکی از اینها بپیوندی.
اما من پیشنهاد می کنم اگر نوشتن رو دوست داری با دفتر شروع کن. یا مثلا توی برنامه کامپیوتری مثل آفیس وورد بنویس.
موفق باشی
1396/02/07 ساعت 07:54 ب.ظ
من اگه کم بگم فقط میتونم بگم عشق من خوندن رومانه تاحالاش خیلی رومان نوشتم ولی حیف بجز مجازی جای دیگه اشتراک نزاشتم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
این هم شروع خوبی هست
می تونید به چاپ کاغذی اون هم فکر بکنید
1396/03/05 ساعت 12:55 ق.ظ
سلام من میخوام. کتاب بنویسم میشه راهنمای کنید ممنون میشم
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام
اول کتاب بخوانید
صدتا رمان جدی چاپ شده
بعد راه نوشتن رو هم پیدا می کنید
1396/03/28 ساعت 09:56 ب.ظ
تاپکی دختری بود که لال بود او همراه با خانواده اش زندگی میکرد روزی با مردی اشنا شد که اسمش راجویر بود راجویر با اولین نگاهش با تاپکی یک دل نه صد دل عاشقش شد او به خواستگاریش رفت روز ازدواج که رسید راجویر تا دید که او لال است از عروسی بر خواست و از انجا رفت اما ناگهان تاپکی به حرف در امد و انقدر حرف زد که راجویر را سر جایش میخ کوب کرد زیرا تاپکی وقتی شنید که راجویر همچین حرف هایی به ‌پدر و مادرش میگوید سعی کرد حرف بزند و اخر هم حرف زد او راجویر را از خانه بیرون کرد و تا ابد خوشحال و بدون ادمهای بد زندگی کردند.
امتیاز: 0 0
پاسخ:
1396/04/01 ساعت 10:27 ق.ظ
موضوعی بع ذهنم نمیرسه. خواهش میکنم کمکم کنید یه موضوع پیشنهاد بدید.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
موضوع را شما باید بر اساس دغدغه ها و علایق تان انتخاب کنید. تا چیزی مسئله و دغدغه ی شما نباشد نمی توانید از آن بنویسید. یکی دغدغه اش رابطه اش با دیگران هست. یکی مسئله اش فقر هست یکی مسئله اش عشق هست یکی مسئله اش مرگ و زندگی هست.
مسئله ی شما چیست؟ دغدغه ی شما؟
به غیر از آن. دوست دارید چه نوع کتاب هایی بخوانید: علمی-تخیلی/ پلیسی/ کارآگاهی/ عاشقانه/ فانتزی/ هنری؟
1396/04/20 ساعت 09:53 ب.ظ
میشه از سایت خوبتون کمک بخوام .
یه موضوع پیشنهاد بدید .
من این کارا رو خیلی کردم ولی نشد.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
موضوع را شما باید بر اساس شناخت خودتون و بر اساس علایق و دغدغه هاتون انتخاب کنید.
پیشنهاد ما نمی تواند کمک خیلی زیادی بکند.
1396/05/09 ساعت 12:26 ب.ظ
سلام من 12 سالمه و رمان می خوانم و مطالعه ام زیاده معلممون هم خیلی من و یکی از دوستانم را تشویق کرد. من از 9 سالگی شروع به نوشتن کردم اما نه رمان داستان های کوتاه اما الان شروع به نوشتن رمان کردم . داستانم را شروع کردم ولی به دل خودم نیومد خیلی آبکی بود و من از نوشتن دست کشیدم دوست دارم کمکم کنید تا بتونم ادامه بدم باتشکر
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
با مطالعه و مشق کردن رمان می توانید قلم تان را پخته تر بکنید. عجله نکنید. با حوصله و صبوری در این زمینه باید پیش رفت.
موفق باشید
1396/06/06 ساعت 05:00 ب.ظ
دوستان خوشحال میشم ب وبلاگم سربزنید دل نوشته هاموبخونین و نظرتونوبدین
امتیاز: 0 0
پاسخ:
موفق باشید
1396/06/11 ساعت 10:18 ق.ظ
باسلام‌ خدمت شما
من‌ میخوام ی کتاب بنویسم ولی نمیدونم پ موضعی خوبه من هیچ رمانی نخوندم ولی به نویسندگی خیلی علاقه دارم ی داستانم نصفش البته نوشتم ولی ن برای چاپ برای تمرین اونو تو کانال تلگرامم گذاشتم از شما خواهش می کنم بیایید کانالم و بخونید دربارش نظر بدید البته قدیمی تخیلی هست ی داستان دیگم دهرم مینویسم اونم برای تمرین اونم براتون بفرستم نظر بدید ممنون
@Azizi:id-tlegram
کانال تلگرام:dokhtar_rostaye@
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تا زمانی که رمانی نخوانده اید نمی توانید چیز مناسبی در زمینه ی ادبیات داستانی بنویسید.
حتما باید رمان بخوانید. بدون مطالعه نمی شود نویسندگی کرد.
موفق باشید
1396/06/21 ساعت 05:48 ب.ظ
ولی من با نظر شما مخالفم چون اگه خودتون علاقه داشته باشید هیچی نا ممکن نیست شما سری به کانالم بزنید چیزای که نوشتم رو بخونید بعد نظر خودتون رو بدید
azizi_77...id@

dokhtar_rostaye@
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
آدرس کانال درست نبود.
به نظرم بهتر است یک وبلاگ شخصی برای خودتان داشته باشید.
وبلاگ بهتر است.
1396/06/26 ساعت 07:00 ب.ظ
سلام..من عاشق رمان های فانتزیم و تا الان سه تا از رمان هام رو با همین ژانر نوشتم...خیلی کم پیش میاد که رمانم درباره زندگی واقعی باشه..من 13 سالمه و تا الان بیش از صد و چهل رمان خوندم...
رمان اولم اسمش شاهزاده منه:درباره یه دختر بود که شاهزاده و هم بازی دوران کودکیش پیداش میکنه..دختره هم یه قدرتای خارق العاده ای داشته..برادر این پسر هم همبازی همون دختر بود و جفتشون عاشق دختره بودن..تا این که طی یه سری اتفاقات دختره میفهمه اینا دوستش دارن ولی بعدش برادر کوچیک تر رو انتخاب میکنه..به اون بزرگه هم میگه تو داداشمی و فلان و اینا..خلاصه پرنسس و شاهزاده به خوبی و خوشی کنار هم زندگی میکنن..
رمان دومم :درمورد دو تا دختر بود که علاقه خاصی به سگ ها داشتن..بعد از خرید اونها و تولد یه سالگیشونمیفهمن اینا آدمن..البته آدم آدم نه..یکیشون نیمه خوناشام بود و نیمه ساحره که در واقع عشق دختر داستان بود..اون یکی هم نیمه خوناشام و فرشته بود که عشق دوستِ دختر رمان بود..اینا هم بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقاتی بهم میرسن..
رمان سومم :در باره ی خرس ها قطبیه..اونا انسانن اما جادو شدن و این قضیه رو هیچ کس به جز پادشاه نمیدونه..یه روز دختره(شخصیت اصلی)میره تو قلمرو شاهزاده تا شکار کنه که خرس ها میگیرنش..خلاصه اینم میره تو سیاهچال و پادشاه هم برای این که طلسم مردمش باطل بشه به پسره میگه که باید بره فلان جا..پسره هم که از خیلی قبل تر به دختره علاقه داشته قبول میکنه..اما به دختره درباره سفرشون دروغ میگه تا با خودش ببرتش..خلاصه هزار تا کار میکنه تا توجه دختره بهش جلب شه..بعد از این که دختره از پسره خوشش میاد تبدیل به آدم میشن و طی یه سری اتفاقات میرن سر خونه زندگیشون..
داستان چهارمم:در مورد دختریه که خیلی مغروره و پسرارو آدم حساب نمیکنه.فقط پیش دوستاش شوخی میکنه..البته اونم به زور..تا این که از ظاهرش خسته میشه و کم کم شیطنت رو شروع میکنه..ولی بازم نسبت به پسرا همونه..فامیلی دختر داستان با شخصیت پسر اصلی یکیه..طی یه سری اتفاقات(چقدر این جمله رو به کار بردم!!)یکی از دوستای دختره با یکی از دوستای پسره ازدواج میکنن و با هم(دختره-پسره و دوستِ دختره و دوستِ پسره)ااینا میرن شمال و برمیگردن..دختره هم یه آموزشگاه نقاشی داشته و رشتش معماریه..یه شب که میخواد برگرده بره خونه یه پسره رو میبینه که آش و لاش ته کوچه افتاده و هیشکی کمکش نمیکنه(دختره تازه خونه اشو جدا کرده بوده)به سمتش میره و برای اولین بار مستقیم کمک میکنه(طرف میدونه ناجیش کیه)از شانس بد یا خوب دختره طی اتفاقاتی میفهمه که این پسره برادر اون بوزینه است!!(همون پسره که فامیلیاشون یکیه و از هم تنفر دارن)خلاصه همه چی دست به دست هم میده تا پدر دختره که در واقع عموش بود واقعیت رو به پسره و دختره میگه..(دختره و پسره دختر عمو ان..مامان دختره از باباش جدا شد و با برادر شوهرش ازدواج کرد و زن برادر شورهشم موقع به دنیا آوردن پسر کوچیکه(همون که دختره کمکش کرده بود)از دنیا میره و پدره بچه هاشو میذاره پرورشگاه..)پسره از قبل به دختره علاقه داشته ولی دختره اصلا تو فاز عشق و عاشقی نبوده..خلاصه بعد از پشت سر گذاشتن ماجراهایی بسی طولانی اینا هم میرن ازدواج میکنن..
*من همه ی رمان هام طنز هستن..چون خودم به شدت پر انرژی و شیطون هستم..البته شخصیتم مثل دختره تو رمان چهارممه ولی خب ..تو خانواده که آدم نمیتونه سرد و مغرور باشه..
راستش جدیدا موضوع برام کم شده..مثلا به هیچی فکر نمیکنم یهو یه چیزی میاد توش!!!ولی خب..وقتی ادامه اش میدم میبینم به درد نخوره..دنبال یه چیز خاصم..دوست دارم رمانمو با دوستام بنویسم ولی اونا فقط یه اسم مستعار به عنوان نویسنده بهم میدن و همکاری نمیکنن..از یک نواختی رمانام خسته شدم..دوست دارم یه موضوع خوب گیر بیارم..از نوشتن زندگینامه شخصی خوشم نمیاد..دوست دارم تخیلی باشه..البته گوش دادن به آهنگم میتونه ماثر باشه ولی خب من دنبال یه چیز خاصم..
اوه اوه..تومار شد...ممنون.بای
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
چقدر عالی که می نویسی. آن هم با این قدرت تخیل و استعداد. خیلی خوب هست. حتما ادامه بده. بیشتر مطالعه کن. مخصوصا مطالعه ی کتاب های چاپی خوب از نویسندگان بزرگ. باعث می شود در کارت بیشتر یادبگیری و پیشرفت کنی.
برای اینکه ایده های تازه تری داشته باشی باید مطالعه و مشاهده ات رو توی موضوعات متنوع زیادتر بکنی از اونها الهام بگیری. مثلا کتاب های تاریخی بخونی یا خبرهای جالب توی روزنامه ها و مجلات رو. و دیگه اینکه ببینی موضوعات روز چیا هستند. همه ی اینها ذهن رو تحریک می کنن که ایده های تازه ای خلق بکنه. هر چه مطالعه بیشتر باشه و مشاهده دقیقتر بیشتر نتیجه می گیری.
خوشحال شدم از خواندن کامنتت.
موفق باشی
1396/06/27 ساعت 10:36 ب.ظ
سلام مطالبتون عالی بود
راستش من ایده زیاد دارم ولی اصلا نمیتونم بنویسم تاحالا هم چند بار سعی کردم یه چیزی بنویسم ولی یه دوتا پارت که مینوشتم بقیشو میموندم درضمن رمانم زیاد خوندم ولی چه فایده
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
ممنونم از لطفتان
موضوعی که مطرح کردید خیلی کلی هست و نمی توانم نظر دقیق و درستی بدهم. به نظرم اگر رمان خوب خوانده باشید یک ذهنیتی باید از رمان نویسی داشته باشید و بر همان اساس پیش بروید.
شاید مشکل این باشد که رمان خوب نخوانده اید. رمان از نویسندگان بزرگ. مثلا داستایوسکی، تولستوی، یا از نویسندگان جدیدتر مثل موراکامی، استفن کینگ، پل استر و یا ...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به گردانندگان آن هست
طراحی و اجرا: سایت ستاپ