X
تبلیغات
رایتل

آموزش رمان نویسی | خانه رمان

مقالات, اخبار و آموزش رمان نویسی

خانه رمان

بخش پرسش و پاسخ

نگاهی بر رمان «عشقه» نوشته مهرنوش صفایی (۱)

به تازگی خواندن رمان «عشقه» نوشته‌ی «مهرنوش صفایی» را به پایان رسانده ام. برای آنکه در این وبلاگ هم درباره‌ی این رمان حجیم (555 صفحه‌ای) یادداشتی را منتشر بکنم در وب توسط گوگل چرخیدم تا از نقدهای احتمالی که بر این کتاب نوشته‌اند اطلاع حاصل بکنم٬ اما متاسفانه چیزی دستم را نگرفت جز صفحاتی از تالار گفتگوی نودوهشتیا که اعضای تالار نظراتشان را درباره‌ی رمان نوشته بودند. عده‌ای دوستان نودوهشتیایی کتاب را به صورت کاغذی خوانده بودند و مابقی هم نسخه‌ی کامپیوتری آن را (به صورت اسکن و تایپ شده) مطالعه کرده بودند. در هر صورت تا به الان فقط این نظرات شخصی که خیلی هم سردستی نوشته شده‌اند از این اقیانوس پهناور وب فارسی در مورد این رمان است. خیلی دوست دارم بحثی درباره‌ی رمان‌های عامه‌پسند در این سایت به جریان بیاندازم٬ البته اگر در این فضای رنجور و بی رمق کسی برای اظهار نظر وجود داشته باشد.

به تازگی خواندن رمان «عشقه» نوشته‌ی «مهرنوش صفایی» را به پایان رسانده ام. برای آنکه در این وبلاگ هم درباره‌ی این رمان حجیم (555 صفحه‌ای) یادداشتی را منتشر بکنم در وب توسط گوگل چرخیدم تا از نقدهای احتمالی که بر این کتاب نوشته‌اند اطلاع حاصل بکنم٬ اما متاسفانه چیزی دستم را نگرفت جز صفحاتی از تالار گفتگوی نودوهشتیا که اعضای تالار نظراتشان را درباره‌ی رمان نوشته بودند. عده‌ای دوستان نودوهشتیایی کتاب را به صورت کاغذی خوانده بودند و مابقی هم نسخه‌ی کامپیوتری آن را (به صورت اسکن و تایپ شده) مطالعه کرده بودند. در هر صورت تا به الان فقط این نظرات شخصی که خیلی هم سردستی نوشته شده‌اند از این اقیانوس پهناور وب فارسی در مورد این رمان است. خیلی دوست دارم بحثی درباره‌ی رمان‌های عامه‌پسند در این سایت به جریان بیاندازم٬ البته اگر در این فضای رنجور و بی رمق کسی برای اظهار نظر وجود داشته باشد.

از طرفی هم نیاز به گفتن ندارد که رمان‌های عامه‌پسند به هیچ وجه با اقبال منتقدین ادبی روبرو نبوده‌اند٬ در کل هیچ منتقدی در شان خودش نمی‌داند که برای این‌چنین رمان‌هایی قلم بزند و آنها را به نقد و تحلیل بکشد. از آسیب‌های جدی این اتفاق نامبارک می‌توان به ضعف‌های فاحش این دست کتاب‌ها اشاره کرد که هیچ فرقی نمی‌کند نویسنده‌اش چقدر تجربه دارد: فهیمه رحیمی با تجربه و یا نویسنده‌ی جوان بی تجربه‌ی عرصه‌ی کتاب‌های عامه‌پسند.

 

به زودی با یادداشت‌های دیگر در این زمینه بحث‌ها را در ایجا پیش خواهم برد٬ البته با امید به یاری قلم زدن دیگر دوستان.

 

 اگر حوصله‌ی خواندن تمامی نظراتی را که در زیر آمده است ندارید٬ بعضی از نکات مشترک در نظرات به ترتیب زیر است:

1- سست بودن شخصیت دختر رمان (نرگس یادگاری).

2- تناقض در شخصیت‌پردازی شخصیت‌های رمان.

3- طرح مسئله عشق در رمان به دور از واقعیت است./ بعضی‌ها هم معتقدند رمان نزدیک به واقعیت است.

4- نثر کتاب جذاب و روان است.

5- نویسنده در نوشتن رمان مسلط به اطلاعات مورد نیاز نوشتن بوده. (اطلاعات مربوط به علم پزشکی).

 

 

 

Matrix:

رما ن قشنگی بود نگارشش هم فوق العاده بود اما توی زندگی واقعی فکر نمی کنم این طور عشق های افلاطونی وجود داشته باشه

 

Swallow:

نثر رمان خیلی روان و جذاب بود شخصیت پردازیشم یه جاهایی به واقعیت خیلی نزدیک بود مثلا اوایل اونجاهایی که ایمان با دختره سرد برخورد می کرد چون ظاهرا هیچ سنخییتی با هم نداشتن یا اونجایی که ایمان حاضر نمیشه به خاطر عشقش از ثروتش بگذره (برعکس تمام رمانها) و این خیلی به واقعیت نزدیکتره

یا اونجا که بعد از ازدواج ,دختره همش سوتی می داده چون تا اون روز نه همچین زندگی ایی دیده نه با ادابشون اشنا شده که اینم کاملا حقیقی و قابل درکه (بازم بر خلاف بیشتره رمانها که دختر گدای دیروز با ازدواج با شاهزاده ی میلیاردر یه شبه و باسلیقه ای اعجاب انگیز از انتخاب دکوراسیون و انتخاب بهترین مارکهای کالا و لباس گرفته تا اداب دانی وغیره رو دسته پسره بلند میشه حالا اینا رو از کجا دیده و یاد گرفته ,خدا عالمه)ولی یه جاهاییشم زیاد خوب نبود مثلا شخصیت دختره زیادی بی عرضه و تو سری خور بود ناسلامتی تحصیل کرده است حالا اوایل قابل درکه چون یه دختر کم سن شهرستانی بی تجربه ست ولی بعد ازگذشت سالها و گذران زندگی به تنهایی و با تحصیلات واستعداد بالایی که اون داره کمی بعید به نظر میرسه و همینطور شخصیت ایمان اوایل خیلی محکم و با صلابته ولی در اخر ادمه دیگه ایی میشه و کارهایی میکنه که ازش انتظار نمیره ولی در کل رمان متفاوت و خوبیه(هر چند می تونست بهتر از این باشه)

 

Hiva:

من این رمان و خیلی وقت پیش خوندم. یادم نمیاد چند سال پیش!فقط یادمه آخرش و که تموم کردم به این فکر کردم نویسنده با این پایان خواسته بعدش رو خودمون انتخاب کنیم! شایدم خواسته سری بعدی بده بیرون از اون دیالوگ که به پسره می گه تو هم فرشته ای بودی که سقوط کرد(یه چیز تو همین مایه ها بهش می گه) خیلی خوشم اومد.قلم نویسنده پخته بود. اما بعضی جاها زیادی اغراق می کرد دیگه بابا البته راست می گفت. مثل همون که دختره دو روز نشده رفته دانشگاه اول چادرشو تعطیل کرد بعد رفت سراغ صورتش...بعد هم با یه برخورد کلیشه ای عاشق شد...حالا بازم فکر کنم یادم اومد میام می گم. شخصیت مزخرفی هم داشت من بمیرم هم خودمو کوچیک نمی کنم اونم اینطوری! فقط مواظب ظاهرش بود تا شاید مثلا سطح خودشو بالا ببره یعنی چی آخه!هر چقدر ظاهرش تغییر می کرد اخلاقش مزخرف تر می شد.

 

آرسانا:

من 50 صفحه اول رو خوندم کتاب رو کنار گذاشتم چون واقعا از دختر داستان خوشم نیومد اصلا شخصیت محکمی نداشت.

یه رمان دیگه هم این نویسنده نوشته باز اون خیلی بهتر بود هر چند من از نوع قلم خوشم نیومد البته موافقم که پخته بود ولی به راحتی نمیشد باهاش ارتباط برقرار کرد و داستان خشک بود.

 

Saharsahar:

اول باید تشکر کنم از ساما۳۳ عزیز، بخاطر نظمشون که هر روز لطف کردن و گذاشتند. و الحق کتاب خوبی هم بود. - وای از این ایمان سیبیلی ،فقط الف هدفش معلوم بود اول ثروت بعد نرگس. قوی و بی احساس , فقط صحیحترین رو انتخاب میکرد ،فقط الف. اقا, باریکلا ایمان - نرگس منگ بود، از زمان عقب بود،تمام دنیا خلاصه شده بود در گوشهٔ چشم ایمان. منتظر یک سوت ایمان بود تا جان برکف در خدمت باشه . آخه چرا !!!!!!!!! مودب بود یا چی بگم مرد بود????????? نرگس از مردانگیش حرف میزد( البته شما که جدی نگرفتید!!! ) که بله من صیغش بودم و کاری باهام نداشت، مگه هنر کرده بود????. جالبهها , خانوما موظفا خود دار باشن ولی آقایون هنر میکنن,حتی ما خانمها هم نظر اقایون رو دیکته می کنیم , پذیرفتیم که بله اقایون یک نیازهایی( بدون و نپرسی) دارن که خانوما ندارن ( چرا ندارن?) و اگر اقایی ازش بگذره هنر کرده. اگر ادم درستی بود و اگر عاشقش بود ,میگفت میخوامش به جای صیغه که تنفر آوره ازدواج میکرد ،جهنم پول.(میگفت عاشقه دیگه). یا مثل مرحوم معین رهاش میکرد. ولی این نرگس عاشق , کور و بیچاره رو تا آخر به بازی گرفت و البته وای به این نرگس بی حال و بی هویت . واقعا عشق برای بعضیها جز ذلت و بدبختی چیزی نداره.

 

Rashin:

سما جون دستت درد نکنه خیلی مرتب این رمانو گذاشتی . من کتابو دارم . از سبک نگارش نویسنده خوشم میاد . تو این رمان شخصیت نرگس واقعاً مایه تأسفه . و راستش من فکر می کنم در مورد اینکه این دختر خیلی از مرحله پرته اغراق شده چطور میشه دختری که از نظر هوش و استعداد در حدی هست که تو یه رشته لوکس دانشگاه تهران شاگرد ممتازه و از زیبایی تاپ و منحصر به فره و حاضر جوابی هاش حرف نداره حتی یه دوست تو تمام زندگیش نداره .  و حتی بعد از سالها هنوز نمیدونه که چطوری لباس مناسب بپوشه  وای اونجا که تو فرودگاه بعد از سالها ایمان رو می بینه و می پره تو بغلش و زار زار گریه و بعد که متوجه می شه زدواج کرده رو زمین می شینه .... خدایی من به عنوان یه زن خجالت کشیدم . البته دور از واقعیت نیست هستن دخترایی که احساساتی برخورد می کنن و میگن عشقه. من منکر عشق نیستم ولی فکر می کنم عشق تا جایی مقدس و باارزشه که به شخصیت طرفین بی احترامی نشه و ایمان هم اگر عاشق واقعی بود حساب کتاب نمی کرد . البته فکر می کنم منظور نویسنده هم از انتخاب عنوان عشقه برای این رمان همین بوده ظاهر زیبای این عشق و باطن خانمانسوز .به هر حال این رمان خوندنیه . سما جون خسته نباشی .

 

star_69:

سما جان مرسی از زحمتی که کشیدی فکر می کنم این کتاب کمی به واقعیت نزدیک بود چون الان دخترا واقعا با رفتاراشون خوشون رو کوچیک می کنن یه کم اغراق داشت ولی خوب یه جورایی واقعی بوددختره می خواست به عشقش برسه و پسره می خواست نرگس رو در کنار ثروتش داشته باشه می شه گفت عاشق نبود ولی نرگس رو دوست داشت

Onlylove:

منم موافقم با اکثرا....دختره یه جورایی سست عنصر بود یعنی فقط دنیاش تو ایمان خلاصه میشد.ایمان هم مردی بود وابسته به مادرش که اونم ثبات اخلاقی نداشت . اما به نظرم یه جاهاییش با واقعیت جور درمیومد مثلا اینکه دختره از همه لحاظ ایده ال نبود مواقعی هم دلم براش سوخت وقتی فهمید مادرش نامادریشه . وقتی فقط احساسش به عقلش غلبه کرد و صیغه شدوقتی که بابک بهش سرکوفت زد . وقتی مادر ایمان تحقیرش کرد با حتی وقتی از طرف صاحبخونه ش کم محلی دید به نظرم نرگس تقصیری نداشت و هر بلایی که سر ایمان اومد حقش بود چون اون مرد بود و مسلما دستش از یه دختر باز تر بود میتونست کاری بکنه اما نکرد

 

Binam:

ممنون سما جان از تایپ سریعت من نسبتاً از کتاب خوشم امد مخصوصاً که نیمچه نگاه واقع گرانه داشت ولی تنها چیزی که نتونستم هضم کنم آخره کتاب بود، که چطور نرگس می تونه بازم منتظر باشه در صورتی که حتی از نظر منطقی برای خودش هم جا نیافتاده اینکار! واقعاً حیرت انگیزه، انگار دیگه از حالت روحی نرمال خارج شده باشه.

 

Daneshmand:

راستش من این کتابو چند وقت پیش از کتابخونه عمومی شهر گیر آوردم و کلی هم ذوق کردم اما با خوندن و پیش رفتن دیدم که انگار نویسنده تکلیفش رو با شخصیتهای کتابش نمی دونه یه لحظه تصمصم داره اونا رو به هم برسونه و یهویی می گه نه حالا زوده بذار بازم تو خماری بمونن یه جا از سیاهی و گیرای چشمای پسره می گه یه جای دیگه دختره یه جفت چشم عسلی رو کنار خودش می بینه( البته اون چاپی که من خوندم اینجور بود  شاید مشکل اغلب نویسنده های ما این باشه که از اول ، آخر داستانشو نمی دونن، فقط چند تا کاراکتر کنار هم می چینن و شروع می کنن و بعدم خودشون رو به به دست کتاب می سپارن تا ببینن به کجا می بردشون خیلی ممنون از اینکه امکان بحث و تبادل نظر رو فراهم کردین

 

yasi_69:

از نظر من هم شخصیت اصلی داستان دوگانگی داشت

ولی با همه ایراداتى که دوستان گفتن نکته قابل توجه اطلاعات عمومی نویسنده داستانه که به نظر مىیاد بر خلاف اکثر نویسندگان اول درباره یه سری چیزا تحقیقاتی انجام داده و بعد شروع به داستان نویسى کرده به طوری که مثلا در طول داستان از امتحانات usmle نام میبره (برام جالب بود) در صورتى که در خیلی رمانها شخصیت اول داستان پزشک یا دانشجوی پزشکیه ولی فکر مىکنم نویسنده حتی کوچکترین اطلاعاتی راجع به این رشته و امتحاناتش و ... نداره. البته این فقط یه مثال جزیى بود!

 

Nmesnm:

رمان قشنگ و متفاوتی بود،نگاه واقع گرانه داشت،واقعاً عشق آدم رو کور می کنه و منطق تعطیل میشه.با اینکه نرگس می دونست اشتباه می کنه ولی نمیتونست از عشقش بگذره.پسره به خاطر دختره از ثروتش نگذشت و این داستان جذاب تر و واقعی تر کرد

 

کبری:

این رمان فکر منو خیلی درگیر کرده و افسرده شدم ، کلی از دست نرگس وایمان حرص خوردم تا جایی از داستان ایمان رو پسری دانا وعاقل معرفی میکنه ولی هرچی پیش میره شخصیت ایمان آدمی خودخواه میشه که غیر از خودش هیچی براش مهم نیست حتی سرنوشت عشقش و تکلیف خودش رو نمیدونه تا جایی که آخر داستان به نرگس میگه باید منتظرش بمونه و طلاقش نمیده تا هر وقت کارش گیر کرد یه کسی منتظرش باشه میخواد نرگس زن ایده آلش باشه و مدام نهدیدش میکنه ولی خواسته های نرگس براش مهم نیست من که به عشقش شک داشتم چون آدم عاشق اهل حساب وکتاب نیست  نمیدونم چه جوری نرگس اینقدر تحملش میکرد وبهترین روزای جوونیش رو از دست داد با نظر دوستمون خیلی موافقم که عشق مرد قسمتی از زندگیشه و عشقه زن همه زندگیش این رمان این رو ثابت کرد دلم برا همه زنای عاشق که مردا از اونا وعشقشون سوء استفاده میکنن سوخت.

 

Aili:

اول از همه به جرات می تونم بگم بدترین رمانی بود که تو عمرم خوندم، حیف از وقتی که برای خوندنش گذاشتم....رمان خیلی اعصاب خردکن بود ولی چون شروعش کرده بودم مجبور شدم تا آخرش بخونم تا بلکه داستان یکم از اون اعصاب خردکنی دربیاد که............. زهی خیال باطل بدتر شد که بهتر نشداول از همه شخصیت نرگس خیلی ضد و نقیض بود مثلا ن اولش نه به اون چادر سرکردن ،حتی دست ندادن با ایمان و صورت اصلاح نکردش و نه به اون تغییر ناگهانیش و ریلکس شدنش (آرایش کردن و بی حجاب شدنش تو مهمونی و...)بعدشم دختره خیلی گیج میزد مثلا با توجه به درس خوندنش و حتی تخصص گرفتنش و تو اون سن وسال(وقتی با ایمان ازدواج کرد)می گفت من از مسائل زناشویی هیچی نمی دوم و مثل یه دختر چهارده پونزده ساله با این مساله برخورد می کرد و یه جایی می گفت کاش مادر خواهری داشتم ک منو در این مورد راهنمایی می کرد!!!!! آخه یه دکتر تو اون سن در مورد این مسائل دنبال راهنمایی های خاله زنکی میره و عجیب اینکه داستان طوری نوشته شده بود که خود نرگس خودش هیچ تمایلی به این مساله نداشت و یه جایی می گه من از همه ی مردا با این غرایزشون متنفرم، خب اگه واقعا همچین احساسی داشته، باید در داستان اشاره ای بوجود مریضی ای چیزی درمورد نرگس می شد و گرنه انسان سالم که اینطوری نمی شه...........رفتار نرگس درمورد عشقش به ایمان مثل دخترهای راهنمایی-دبیرستان بود نه یه شخص عاقل و بالغ ،چندین سال پاسوز یه عشق پوچ و بی خود میشه و هرچی هم بلا سرش میاد توبه نمی کنه.......... و اما در مورد ایمان که رفتارهای عجیب و غریب اون دست کمی از نرگس نداشت : مگه میشه پسری که در دوران نامزدی و اوج جوانی انقدر خوددار چند سال بعد که میخواد با نرگس ازدواج کنه انقدر بی پروا وپررو بشه!!!؟؟؟؟؟؟و...........یه چیز دیگه هم خیلی حرصم داد اونم این بود که چرا انقدر انرژی روی تایپ و اسکن این کتاب گذاشته شد؟؟؟؟؟؟(البته من فقط نظر شخصیمو گفتم ممکنه کسانی هم باشند که از کتاب خوششون اومده)

 

Zizi:

خوب من هم با نظر دوستان موافقم ولی دکتر شدن چه آسان ...متأسفانه برای فروش هر چه بیشتر کتابهاشون ، به جای راه کار و نشون دادن تعالی، خیال پردازیهای بچه گانه رو به مردم میفروشندو جالب اینکه این آقای ایمان که همه چیزش باید بهتر از همه میبود، برخوردش در رابطه با زن و فرزندانش به آان گونه بوداین خانوم هم که سلیقه نداشت ولی اسم مارکهای معروف رو حفظ بودعجبا

 

Elnaziii:

به نظر من رمان متفاوتی بود آخرش تلخ بود چون واقعی و منطقی بود ایمان ونرگس خیلی با هم تفاوت داشتن مسلما نمی تونستن با هم زندگی کنند ایمان با ثروت و رفاه بزرگ شده بود و همیشه نفر اول بود نمیتونست به خاطر یه دختر پشت پا به همه چی بزنه آخر رمان صحبتهای مادر ایمان خیلی قشنگ بود که گفت من اشتباه کردم که با ازدواج شما مخالفت کردم اگه به هم میرسیدید خیلی زود میفهمیدید به درد هم نمیخورید این دوری شما رو عاشقتر ک

 

ghazal – gh:

داستان جالبی داشت ......... واقعیت بود ..... هم شخصیت ایمان و هم شخصیت نرگس پر از اشکال بود و اصا صبات نداشت مخصوصا ایمان ...نوع نثر نویسندشو دوست نداشتم شاید اگر بهتر مینوشت ..... کتاب دوست داشتنی تر بود ......نرگس خیلییی تو سری خور بود و و هیچ اتکای ببه نفسی نداشت ........شخصا موقع خوندن کتاب براش متاسف میشدم ......

 

Shide:

به نظر من احساس نرگس عشق نبود حماقت بود. به ایمان حق میدم که به خاطر موجود ضعیفی مثل نرگس از ثروتش نگذره!

بخش پرسش و پاسخ
نظرات (16)
1392/09/22 ساعت 12:13 ق.ظ
میدونین چیه ما عادت کردیم رمان هایى بخونیم که داستانش از اول تا اخر خوب و خوش باشه در صورتى که زندگى در کنار خوبى هاش سختى هایى هم داره و دوس داریم زندگى شخصیت هاى رمان واقعیت باشه نه حقیقت و اونها رو مثله عروسک هاى خیمه شب بازى مطابق میل خودمون بازى دهیم خیلى از رمان ها فقط جنبه ى سرگرمى و گذران وقت رو دارن و رمان هایى که هدف اونها به تصویر کشیدن زندگى واقعى باشه در مقابل اونها زیاد نیستند این رمان حبر حسب واقعیت نوشته شده بود و در آن به عشقى نگاه شده بود که از بدون تفکر و منطق شکل گرفته بود که ممکن هست براى خیلى از ما جوونا پیش بیاد من وقتى در بعضى شرایط خودم رو جاى نرگس میذاشتم میموندم که اگه من جاى اون بودم چه کارى میکردم این رمانبا به تصویره کشیدن این واقعیت که عشق براى همه پیش میاد و همه از فکر میکنن عاقلانه تصمیم میگیرند و سعى میکنن عاشق باشن اما نمیتونن کنترل پیش امد ها رو دستشون بگیرن موفق شده که یکى از پیش أمد هاى زندگى جوان هایى که فکر میکنند انقدر پخته شده اند که بتونن باحقیقت زندگى بجنگند رو در قالب داستان نمایان کنه این چیزى هست که وظیفه ى یک رمان هست به نظرم رمان عشقه یکى از بهترین آثار ادبى بود که تا به حال خونده بودم
امتیاز: 3 1
1392/09/25 ساعت 06:07 ب.ظ
با سلام به همه ی دوستان خوبم 0عزیزانی که کتاب عشقه را مطالعه کردند و درباره ی آن نظر دادند 0
دوستان خوبم کتاب عشقه بر اساس واقعیت نوشته شده ونرگس یادگاری که البته نام واقعی او تغییر یافته در دوران دانشجویی همکلاسی بنده بود 0 شخصیت نرگس باا تمام اشتباهات وگاه ساده دلی هایش واقعی بود وعشقی که زندگی و سرنوشتش را به بازی گرفت نه حاصل خیال پردازی من که محصول شخصیت خود او بود0اما سرگذشت نرگس به اینجا ختم نشد و تماس او با من بعد از هشت سال بهانه ای شد برای نوشتن کتاب عشقه 2
به هر حال فارغ از همه ی معایب و محاسنی که کتاب داشت من به عنوان یک آسیب شناس رابطه و یک روانشناس, با سابقه 13 سال تحقیق و پژوهش متاسفانه این روزها با سرگذشت ها وشخصیت هایی به مراتب تامل برانگیز تر از عشقه و نرگس یادگاری مواجهم 0داستان هایی که قطعا جای برسی فراوان دارد که چرا در جامعه رو به رشد ما که در آن بانوان در بسیاری از موارد بر مردان پیشی گرفته اند باز شاهد مسایلی از این گونه ایم0
در پایان باز هم از دوستانی که نظراتشان را برایم ایمیل ویا به شماره ی آخر کتاب ها پیامک میکنند سپاسگذارم0ادامه ی سرگذشت نرگس را میتوانید در کتاب عشقه 2 بخوانید البته اگر موفق شود از ارشاد مجوز بگیرد 0
همدل با همه ی دوستانم -مهرنوش صفایی
امتیاز: 4 0
پاسخ:
مدیر سایت:
با سلام خدمت نویسنده ی محترم
سرکار خانم صفایی
خوشحالیم که شاهد حضور شما در خانه رمان هستیم
برایتان آرزوی توفیق روز افزون داریم
1393/01/31 ساعت 07:27 ب.ظ
فقط میتونم بگم به خاطر خوندن این رمان فقط وقتم تلف شد.....
چی بود آخه این دختره.....؟؟؟؟؟
امتیاز: 0 4
پاسخ:
سلام
نظر شما هم محترم هست دوست نازنین
1393/04/30 ساعت 03:07 ب.ظ
س مهرنوش جون.خاهشا پست های عشقه 2 رو بزار
امتیاز: 1 0
پاسخ:
دوست گرامی !
1393/06/25 ساعت 07:34 ب.ظ
مهرنوش جان من از وقتی این رمان را خواندم واسه نرگس افسوس خوردم هم برای ایمان دلم سوخت
منم با عشق اتشین ازدواج کردم
مثل نرگس تو غربتم
میخوام بدونم الان نرگس و ایمان خوشبختن؟
امتیاز: 3 0
پاسخ:
برای گرفتن پاسخ سوالاتی از این دست بهتر است با نویسنده رمان در ارتباط باشید دوست گرامی.
1393/08/15 ساعت 03:11 ق.ظ
این رمان خاطرات ۶سال پیش منو واسم تداعی میکنه... میتونم بگم قلم نویسنده فوق العاده بوده و شخصیت ها قابل باور.هرچند گاهی داستان از واقعیت فاصله میگرفت.اما خیلی این رمان رو دوس دارم...
امتیاز: 1 0
1394/09/02 ساعت 03:16 ب.ظ
سلام رمان تاثیر گذاری بود ولی پایانش کمی نامعلوم. جلد دومش مجوز گرفت کتابخانه ها دارند یا سایتی ؟ چون تا پایانش برام معلوم نشه اروم نمیگیرم.
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
اطلاعی در این باره ندارم
جستجویی بکنید در وب
چه خوب که یک رمان شما را اسیر خودش کرده
موفق باشید
1394/09/15 ساعت 06:09 ب.ظ
بنظرمن خانم مهرنوش صفایی یکی ازبهترین داستان نویسای کشورمون هستن به نوبه خودم ازایشون بخاطررمان شام شوکران تشکرمیکنم ایشالاه که همیشه موفق باشن
امتیاز: 2 0
پاسخ:
سلام
مرسی که با مطالب ما همراهید.
1395/05/05 ساعت 10:13 ق.ظ
من همه ی کتاب هاتون را خوندم ولذت بردم
امتیاز: 1 0
1395/05/05 ساعت 06:40 ب.ظ
رمان عشقه را تازه تموم کردم به نظرم رمان واقعا زیبایی بود ونویسندش قلم فوق العاده ای داره برعکس بیشتر رمان نوسان که اصلا با نوشته لدبی اشنایی ندارن
امتیاز: 1 0
1395/05/07 ساعت 01:23 ب.ظ
مثل همیشه عالی بود من رمان خلوت خلود را هم خوانده بودم و ارتباط عمیقی پیدا کردم ممنون خانم صفایی ممنون
امتیاز: 1 0
1395/06/09 ساعت 02:41 ب.ظ
سلام و عرض ادب . من مشاور مدرسه وکارشناس ارشد روانشناسی تربیتی هستم .از شما سپاس گذارم که باب تازه ای را در رمان نویسی باز کردید و صمیمانه برای موفقیت بیشترتان دعا می کنم. دوست عزیز چنانچه صلاح می دانید برای قشر نوجوان خصوص دختران که در آستانه بلوغ ویا گذر از این مرحله هستند ورمان خوان های قهاریند و به جای خواندن کتاب از طریق مو بایل رمان های نه چندان مطلوب را می خوانند نیز رمانی مرقوم فرمایید. انشاءالله با درایت وتخصص شما وتلاش های ما بتوانیم گامی کوچک در تربیت مادران آینده سرزمینمان برداریم وآنهارا از گرفتار شدن در گرداب عشق های زود گذر برهانیم. سپاسگذارم
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
امیدوارم خانم صفایی پیغام شما را مطالعه نمایند.
1395/06/15 ساعت 04:13 ب.ظ
سلام..رمان زیبا و جذابی بود مخصوصا اینکه محصول یکسرگذشت واقعی بود....جلد دومش رو من تو هیچ سایتی پیدا نکردم ....نمیشه جلد دومش رو. توی سایت بزارین.....ممنون
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام
کار خانه رمان این نیست.
موفق باشید
1396/02/30 ساعت 05:32 ب.ظ
سلام خانم صفایی عزیز،ممنون از کتابهایی زیباترین. میخواهیم بپرسم شما بعد از پیچیده به هیچ اطلاعی از ایمان و نرگس ندارید؟چون خیلی به حال این عشق افسوس خوردم و واقعا دلم به حال ایمان سوخت.ممنون میشم اگه دنبال کننده هاتونم در جریان بگذارید.با تشکر
امتیاز: 0 0
1396/03/29 ساعت 04:46 ب.ظ
اخر داستان چی میشه ایمان برمیگرده؟؟؟
امتیاز: 0 0
1396/05/02 ساعت 02:46 ق.ظ
سلام.من کتاب عشقه رو سال اول دبیرستان خوندم،و حالا یک سال هست ک دانشگاه رو تموم کردم!می خوام بگم تو این فاصله چندساله بیشتر از سیصد بار این کتاب رو خوندم و هربار برام تازگی داره،نثر بسیار روون،توصیفات خیلی نو.حتی عنوان کتاب هم بسیار زیباست...ب نظر من درسته ک نرگس خیلی تحقیر شد...اما ایمان از اون هم بیشتر تحقیر شد،و اونی ک لایقه این عشقه ایمانه!اگر با دقت نگاه کنیم ایمان دید بهتری ب زندگی داره و سعی داره نرگس رو از اونچه ک هست بالاتر بکشه و برتر نشون بده...شاید هم ب خاطر شان خودش بوده ک احتمالش کمه...با همه این حرف ها من میگم ایمان عاشق بود،عاشق تر از نرگس...اگه فقط نرگس رو دوست داشت باهاش داشتن زن و بچه دنبالش نمی اومد و باز هم بعد مرگ همسر و بچه هاش سراغی از نرگس نمی گرفت می تونست بمونه همون جا و زندگی کنه،کتاب پیچیده ب هیچ قشنگه!من تازه امسال خوندمش،از شخصیت امیرعلی متنفرم،اون باعث شده چی ب هم بریزه و ایمان و نرگس جدا بشن از هم!و ی چیز دیگه ک خیلی من رو اذیت کرد این بود ک تو این کتاب ایمان رو خیلی سرکوب کردن،خیلی باهاش دید بدی بهش نگاه کردن در صورتی ک واقعا اینطور نبود،و ی چیز دیگه چطور ممکنه نرگس باهاش اون عشق اسطوره ای یک دفعه ایمان رو بذاره کنار؟در صورتی ک میدونه ایمان مرده نه اینکه ترکش کرده باشه!ب خاطر اینه ک میگم ایمان عاشق تر بود.دوستان کسی خبری داره از زندگی نرگس و ایمان بعد از کتاب پیچیده ب هیچ؟من ک خواب و خوراک ندارم تا بفهمم چی شده.
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به گردانندگان آن هست
طراحی و اجرا: سایت ستاپ