X
تبلیغات
رایتل

آموزش رمان نویسی | خانه رمان

مقالات, اخبار و آموزش رمان نویسی

خانه رمان

پرسش و پاسخ: نقد و بررسی رمان یکی از دوستان

☼ سوال آیدا:
سلام.من 24 سال سن دارم و از 12 سالگی داستان و رمان می نوشتم برای خودم،این کار آرامم می کند و همچنین احساس می کنم دنیایی دارم برای خودم که غیر این دنیاست و هر زمان که بخواهم می توانم در آن زندگی کنم.خیلی از رمان های آن زمانم الان خنده داره واسم.دلم می خواهد بتوانم روزی رمانی را چاپ کنم.به نظر خودم قدرتش رو دارم اما نمی دونم ارزش چاپ کردن دارند یا هنوز راه زیادی رو در پیش دارم.من آدرس وبلاگی که دوبخش از رمان جدیدم رو داخلش گذاشتم براتون می نویسم. اگر می شه بخونید و نظرتون رو بهم بگید...   
■ پاسخ من: آیدای عزیز سلام.
در آدرسی که داده بودی من بخشی از رمانت را خواندم.
به نظرم ذهن داستان پردازی داری و حتما می‌توانی با تمرین و ممارست در امر نوشتن رمان، قدم‌های محکمی برداری و به آنچیزی که دوست داری، یعنی چاپ کتاب، برسی. پیش از پرداختن به نقد کوتاهی درباره‌ی رمانت لازم است حتما توصیه کنم که برای پیشرفت در امر نوشتن رمان حتما باید رمان بخوانی، و آن هم رمان‌های خوب، مخصوصا در ژانری که دوست داری (مثل ژانر پلیسی و کارآگاهی یا ژانر عاشقانه و یا اجتماعی). اظهار نظر درباره‌ی این که آیا استعداد و توان نوشتن رمان را داری یا نه کار سختی است و من هم نمی‌خواهم جواب قطعی در این مورد بدهم که بله یا نه، اما با همین سطرهایی که از رمانت خواندم به نظرم آمد که می توانی با برطرف کردن نقاط ضعف و پرورداندن نقاط قوت کارت، کتابهایت را به چاپ برسانی.
و اما درباره‌ی رمانی که پیشنهاد خواندن آن را در وبلاگت به من دادی.
امیدوارم چند نکته ای که در اینجا برایت می نویسم به کارت بیاید.

یک: زبان و نثر رمان= معمولا برای روایت کل رمان چه از زبان اول شخص (مثل رمان تو) یا سوم شخص (در کتابهای دیگران) از نثر کتابی استفاده می کنند و نه محاوره. از نثر محاوره ای بیشتر در نوشتن دیالوگ‌ها (گفتگوی بین شخصیت ها یا گفتگوی ذهنی شخصیت با خودش) استفاده می کنند. اگر بخواهی برای نوشتن کل رمان از نثر و زبان محاوره ای و شکسته استفاده کنی باید منطق قابل قبولی برایش داشته باشی. منظور از محاوره ای نوشتن، هم در زبان و لحن نوشته هست و هم در شکستن کلمات مثلا به جای «را» نوشته ای «رو» یا به جای «آن‌جا» نوشته‌ای «اونجا» و ... بعضی از تعبیرات هم درست نیست مثل این سطر در ابتدای رمان: (چادرم را سر کردم و حسابی خودم رو تو آینه دید زدم.) «دید زدن» در اینجا درست نیست و بهتر بود از تعابیری مثل «برانداز کردن» و یا «از نظر گذراندن» و ... استفاده می کردی.

دو: توصیف در رمان: توصیف در رمان باید به جا و ضروری باشد. نمی‌شود که در همه جا روایت رمان را به حالت تعلیق دربیاوری و شروع کنی به توصیف چشم و ابرو و قد و هیکل آدم‌ها. پرداخت شخصیت‌ها خوب است به شرطی که واقعا تصویرگرد آدم‌های رمان باشد و در ضمن تصور دقیقی از او ذر ذهن مخاطب به وجود بیاورد. همچنین ضرورتی ندارد درباره ی تمامی ویژگی‌های شخصیت به یکباره اطلاعات بدهی. بهتر است در طول رمان و بنابر اقتضا درباره ی ویژگی‌های بیرونی (مثل توصیف صورت و هیکل) و ویژگی‌های درونی (مثل شجاع و دلیر و بخشنده بودن) آنها اطلاعات بدهی. و دیگر این که توصیفات نباید تکراری باشد مثلا تو در دوجا برای توصیف چهره ی شخصیت ها از این جمله استفاده کرده ای: (پوست سفید و صورت کشیده)
و یک نکته هم این که بعضی از توصیفات از زبان راوی رنگ و بوی جنسی و همجنس‌خواهانه دارد: (همیشه موهای لخت مشکی پرکلاغیش رو بلند و مدل دار نگه میداشت،چشمای مشکیاش حالت درشت و جذابی داشت و هر کسی رو وسوسه میکرد، بینی کوچکش هم با لب کوچکش هم خوانی داشت و به صورت گرد و دلربایش می آمد.) گذشته از این تصور موی مدل دار برای یک زن پلیس محجبه‌ی ایرانی هم ...

سه: باورپذیری = طبعا وقتی می نویسی که شخصیت اصلی رمان برای کار در اداره پلیس چادر به سر می‌کند به ما این ارجاع را می دهی که وقایع و اتفاقات در ایران امروز اتفاق می افتد. اما وقتی در جایی دیگر می گویی که سرگرد برادر خواهر سروانش را توی اداره می بوسد، از آنجایی که چنین اتفاقی معمولا (و شاید اصلا) در ادارات دولتی ما، مخصوصا جایی مثل پلیس روی نمی دهد، باورپذیری رمان تو مخدوش می‌شود و مخاطب دیگر داستان را باور نمی کند. روابط بین آدمهای توی اداره پلیس هم باز دچار نقصان هست. یا مثلا وقتی می نویسی که شخصیت اصلی تو با بزک و دوزک وارد اداره می شود باز برای جامعه‌ی ما چندان باورپذیر نیست و منطق رمان تو زیر سوال می‌رود. بعضی از اطلاعاتی که در طول رمان داده می‌شود هم خالی از اشکال نیست. مثل پوشیدن لباس فرم پلیس توی خود اداره. یا انتخاب درجه‌های پلیسی، مثل درجه‌ی سروان برای یک دختر بیست و چند ساله، شخصیت اصلی فوقش ستوان شود! در مورد اسامی هم به نظرم هرچند می شود گفت کلیشه زدایی کرده ای و از اسامی تکراری (و مخصوصا عربی) استفاده نکرده ای که جای تقدیر دارد، اما باز هم به نظر کمی افراط کرده ای و شنیدن این همه اسم ایرانی در یک جا توی ذوق می‌زند.

و اما در پایان: مرسی از این که به اینجا اعتماد کردی. خوشحالم از این که کارت را خواندم. علی رغم نقدهایی که به رمانت دارم (و بخشی از آن را نوشتم) اما به نظرم تو ذهن خلاق و مستعدی داری و می‌توانی با خواندن آثار نویسندگان بزرگ و تمرین و بهره بردن از نقد و نظرات افراد باتجربه در این زمینه تمامی این نقایص را به نقاط قوت خودت تبدیل بکنی. بنابراین مطالعه و تمرین را فراموش نکن.
نظرات (6)
1393/04/02 ساعت 07:22 ب.ظ
سلام. خسته نباشید با اینهمه فعالیت. فقط ده نفر مثل شما تو زمینه ی رمان فعال بودن و تو اینترنت فقط دنبال چرت و پرت نمی رفتن، الان موفقیت های زیادی تو عرصه ی جهانی به دست آورده بودیم. مرسی از همراهی تون با رمان نویس ها.
لطفا ایمیلتون رو چک کنید.
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام. شما لطف دارید. متاسفانه من هم به دلیل مشغله های بسیار مدت زیادی توان رسیدگی به امور اینجا را نداشتم. امیدوارم فرصتی دست بدهد زمان بیشتری را به ایجا اختصاص بدهم. ایمیل را چک می کنم. شرمنده اگر دیر پاسخ می دهم. زنده باشید.
1393/12/14 ساعت 02:12 ق.ظ
با سلام.من هفده سال دارم و از حدودا سه یا چهار سال پیش دائم رمان نویسی رو با تایپ یا نوشتن تمرین میکنم.سعی میکنم از لغت نامه های متعدد ،مترادف ادبی تر کلمات رو پیدا کنم.تا اونجایی که میتونم سعی میکنم وقتی یک سطر از رمانم رو مینویسم از چند کلمه ی ادبی و درشت استفاده کنم و حالت کلیشه ای و ساده نداشته باشه.یعنی در واقع متن داستان و سبک تقریر برام مهم تر از موضوع داستانمه.البته قوه ی خیال و داستان پردازی خیلی خوبی دارم.اما احساس میکنم انقدری که انرژی و استعدادم صرف تقریر میشه نمیتونم صرف فکر کردن به محتوای داستان کنم...لطفا راهنمایی کنید.
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام.
17 سالگی! از یک جهت خیلی خوب هست که از همین الان دارید فضای نویسندگی را تجربه می کنید.
سعی می کنم درباره ادیبانه نوشتن و نکات پیرامون آن مطلبی بنویسم و پاسخ مشکل شما را در حد بضاعتم بدهم. زنده باشید.
1394/04/12 ساعت 06:55 ب.ظ
سلام من حدود دوسال که رمان می نویسم و عاشق رمان نویسی من برای همه رمانم فقط دو اسم دارم که همیشه شخصیت های اصلی داستانن اسمای ساراو فرهاد ،وقتی هم خیلی بچه تر بودم ارزوی نوشتن داستان های بچگونه خودم رو داشتم ولی وقتی میدیدم نمی تونم دیگه بیخیالش شدم اما وقتی رفتن اول راهنمایی یه داستان نوشتم وقتی دوستام میگفتن بده بخونیم احساس خیلی خوبی بهم دست میدادم تا اینکه تابستون سال ٩٣ یه رمان نوشتم من اهل رمان خوندن نیستم یعنی حوصلشو نداشتم به خاطر همین هیچ وقت رمان نخوندم ولی دوستای دیگم راهنماییم میگردن که مثلا تو باید یا از زبون راوی بنویسی یا از زبون خود دختره یا پسره ولی من اصلا بلد نبودم از زبون دختره یا پسره بنویسم مثل یه فیلم مینوشتم مثال:(سارا بیا دیگه الان میام )و این شکل نوشتن خواننده رو گیج میکنه ولی به کمک دوستام تونستم روش نوشتنمو عوض کنم این شکلی:(سارا:امشب با دوستام میرم بیرون ) (فرهاد:باشه برو )
تا الان چندیدن دفتر رمان نوشتم دیگه واقعا چیزی به ذهنم نمیرسه و با اینکه من تا حالا هیچ داستانی نخوندم بعضی اوقات قسمتی از داستانمو میبینم دوستام میگن تو اینو از روی فلان رمان نوشتی با اینکه من هیچ رمانی نخوندم ولی بعضی اوقات رمانام شبیه به رمانای دیگه میشه حالا شما می تونید کمکم کنید تو طرز نوشتن رمانام یعنی از زبون راوی چجوری بنویسم یا این طرز نوشتن خودم درسته یا نه
امتیاز: 0 1
پاسخ:
سلام
خب پس اولین پیشنهادما به شما این می تواند باشد که حتما رمان بخوانید تا بدانید پیشینیان پیش از شما چگونه می نوشتند و در حال حاضر معاصران هم چگونه می نویسند. باید با سبک ها و ژانرها و مکاتب مختلف آشنا شوید. رمان ها را با دقت بخوانید تا با نحوه شخصیت پردازی, نحوه فضاسازی, توصیف صحنه و روایت اتفاقات آشنا شوید. مطالعه رمان ها ی خوب به مرور زمان برخی از اصول را در ذهن شما تثبیت خواهد کرد و شما بعدها که دست به قلم ببرید به صورت ناخودآگاه از چیزهایی که یاد گرفته اید بهره خواهید برد.
بنابراین حتما به سراغ رمان های خوب بروید. هم رمان های جدی و شناخته شده و هم رمان های عامه پسند و هم چنین رمان های نازل تا بتوانید نقاط اشتراک و افتراق آنها را درک کنید.
تا خودتان حداقل 100 رمان خوب نخوانید صحبت کردن از نوشتن رمان چیز عبثی خواهد بود.
1394/06/19 ساعت 09:42 ق.ظ
«بسم الله الرحمن الرحیم»
سلام
واقعا جای تقدیر و تشکر دارد که با تاسیس این وبلاگ به کسانی که می خواهند در زمینه ی رمان نویسی فعالیت بکنند،کمک می کنید.
من الآن 18 سال سن دارم و چند وقتی هست که وارد وادی رمان نویسی شده ام.
می خواهم از تجربیات و آگاهی و شناخت دیگران بیشترین بهره را ببرم.
فعلا طرحی را در دست دارم که ان شاءالله پس از اتمام،اولین رمانم خواهد بود.
شاید فصل هایی را از رمانی که در حال خلقش هستم،برایتان ایمیل کنم تا درباره ی آن نظر بدهید.
یا علی
امتیاز: 1 0
پاسخ:
سلام دوست گرامی
ممنونم از لطفتان
پیام تان دلگرم کننده است و مهربانی تان اثر گذار
خوشحال خواهم شد خواننده آثار شما و سایر دوستان باشم
موفق باشید
1395/04/30 ساعت 02:08 ب.ظ
ایازبان محاوره لطمه ای به رمان وارد میکنه؟ من مشغول یه رمان هستم امافقط دیالوگ هاش رو محاوره نوشتم .
امتیاز: 0 1
پاسخ:
اگر زبان محاوره به درستی و به جا به کار گرفته نشود لطمه وارد میکند. معمولا بیشتر برای نوشتن دیالوگها از زبان محاوره استفاده می شود.
1396/02/07 ساعت 02:26 ب.ظ
سلام من رسا هستم و از ۱۱ سالگی نوشتن رو شروع کردم و ۱۳ سالگی اولین رمان خودم رو نوشتم الان تقریبا نوزده سالمه و حدودا ۷ رمان ایرانی نوشتم که مورد نقد اطرافیان و چند تا نویسنده قرار گرفته و نمره الف رو گرفته .ترس من از چاپ دوتا از اونها توی شهریور ۹۶ اینه که مورد پسند مردم قرار نگیره و نقد های مخرب روش انجام بشه و اینکه شاید در آینده که خواستم کتابی چاپ کنم یه کارنامه بدی برای من محسوب بشه .لطفا راهنماییم کنین چیکار کنم
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
عجله نکنید و صبور باشید.
کار رو به چندتا متخصص که یا نویسنده هستند و یا منتقد جدی داستان نشون بدید.
کارشناسان ناشرین حرفه ای هم می تونن راهنمایی بکنن.
عجله ای برای چاپ کتاب نداشته باشید
بیشتر کسانی که در سنین پایین و بی تجربگی اقدام به چاپ کتاب کرده اند بعدا پشیمان شده اند.
کتاب رو نشون ناشر حرفه ای بدید. اگر حاضر شدبا هزینه خودش کتاب شما رو چاپ کنه اونوقت می تونید مطمئن باشید که کارتون خوب هست. اما اگه کسی گفت پول بده برات چاپش کنم بدونید که کارتون قوی نبوده و مخاطب نخواهد داشت برای همین ناشر حاضر به سرمایه گذاری نیست.
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به گردانندگان آن هست
طراحی و اجرا: سایت ستاپ