X
تبلیغات
رایتل

آموزش رمان نویسی | خانه رمان

مقالات, اخبار و آموزش رمان نویسی

خانه رمان

بخش پرسش و پاسخ

چگونه فکر اولیه رمان را گسترش بدهیم و نقطه ی شروع را پشت سر بگذاریم؟

بسیاری از اوقات هست که نویسنده بعد از نوشتن چند سطر متوقف می شود. شاید نویسنده به گذشته نگاه بکند و ببیند که با انبوهی از نوشته های نیمه کاره طرف هست. سیمون گرامی پرسیده است: «سلام من تازه میخوام شروع کنم رویه چندتا هم کار کردم موضوع اولیه رو که روش فکر فقط اولش به فکرم میرسه ».
معمولا فقط در شرایطی نویسنده می تواند یک ضرب در نوشتن رمان پیش برود که یا از قبل به اندازه ی کافی فکر اولیه رمان را در ذهنش پرورده و به تمام زوایای رمانش آگاه باشد و یا اینکه در چنان شرایط روحی و فکری قرار بگیرد که همزمان با نوشتن, فکرها و ایده ها یکی یکی سربرسد و ادامه رمان را بسازد. مورد دوم زمانی اتفاق می افتد که نویسنده تخیل سرشاری داشته باشد و به اندازه ی کافی از محیط پیرامونش ایده و سوژه جذب کرده باشد.  
کار سر و سامان دادن به رمان از جهاتی شبیه کار زراعت هست. تا بذر مناسبی را در زمین مناسبی و در زمان مناسبی نکاشته باشید و به خوبی به آن نرسیده باشید نمی توانید انتظار محصول خوبی را بکشید. داشتن یک سوژه ی خوب و ایده ی گیرا حکم داشتن همان بذر هست که به تنهایی برای رسیدن به رمانی خوب کفایت نمی کند. در درجه ی اول باید ببینید که این بذر شما (سوژه و ایده ی تان) قابلیت تبدیل شدن به یک رمان را دارد یا نه؟ یعنی می تواند در طول 200 -300 صفحه بسط پیدا بکند؟ گاهی یک ایده را می توان در چند صفحه و در قالب یک داستان کوتاه ارائه کرد. یعنی قابلیت محدودی دارد و از جنسی نیست که بتوان با آن نوشتن یک رمان وسیع را پایه گذاری کرد. بنابراین در برخی از مواقع وقتی نویسنده در ادامه دادن رمان به بن بست می خورد به این جهت هست که ایده ی انتخاب شده قابلیت چندانی برای تبدیل شدن به رمان را ندارد. شاید در یادداشت های بعد به ویژگی های ایده های خوب برای نوشتن رمان بپردازیم اما فعلا به همین مقدار اکتفا می کنم.
مرحله ی بعد مرحله ی پرورش ایده می باشد. اگر ایده ی مان حداقل ها را برای پرداختن یک رمان دارد باید آن را در ذهن و یا روی کاغذ بپرورانیم. پروراندن فکر اولیه به این معناست که بتوانیم یک طرح اولیه برای رمان بنویسم که شامل این موارد هست: 
شخصیت اصلی+مسئله ی اصلی او+خواست اصلی شخصیت+موانع بر سر راه او+نحوه ی مواجه ی شخصیت با موانع+پایان بندی.
البته این خلاصه ای هست که ممکن است در ژانرها و سبک های مختلف ممکن است به شکل های دیگری در بیاید و یا چیزی به آن اضافه و یا از آن کم شود. اما شما می توانید این را گوشه ی ذهن داشته باشید. در یادداشت های قبل درباره ی طرح رمان و نوشتن رئوس طرح رمان و پروراندن آن تا حدودی صحبت شده است که دوستان می توانند به آن مراجعه نمایند. پروراندن شخصیت اصلی به این معناست که شما حتما یک زندگی نامه ی مختصر به علاوه ی ویژگی ها او بنویسید و در یک پرونده قرار بدهید تا کامل به زیر و بم شخصیت خود و مسئله اش واقف شوید.
هر چقدر که پیش از نوشتن رمان طرح اصلی را مشخص کرده باشید راحتتر می توانید در نوشتن رمان پیش بروید.
اگر در پروراندن فکر اولیه مشکل دارید می توانید با انجام یکسری از کارها تخیل خود را به کار بیاندازید تا ایده های بیشتری برای ادامه دادن رمان به ذهنتان برسد. مهمترین آن مطالعه ی کتابی و مطالعه ی میدانی هست. می توانید به روزنامه ها و مجلات سر بزنید.بخش های حوادث و سرگذشت ها را مرور بکنید. خبرهای عجیب را پی بگیرید. فیلم های مستند ببینید و یا اینکه شال و کلاه بکنید و از مکان های تازه دیدن بکنید. همه ی اینها اندوخته ی ذهنی شما را بیشتر می کند و تخیل شما را به کار می اندازد. باعث می شود آدم ها و داستان های تازه ای وارد رمان بکنید و شخصیت ها را در موقعیت های زمانی و مکانی تازه تری قرار بدهید و رمان را پیش ببرید.
امیدوارم نکاتی که نوشتم راهگشا باشد. باز هم پیشنهاد می کنم مطالب پیشین خانه رمان را حتما بخوانید.
بخش پرسش و پاسخ
نظرات (3)
1396/04/09 ساعت 01:55 ب.ظ
سلام خسته نباشید .میشه راجب پایان بندی ها توضیحی بدید مثلا رمان هایی که پایان تلخ دارند و یا پایان خوش و بنظرمن بهتر از همه پایانشون ناتمامه ایم که کدومشون با ارزش تره و کدومشون موردپسند تره
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
جواب قطعی نداره و بستگی به نوع داستان و مضمونی هست که نویسنده می خواهد خلق بکند. طبیعتا یک نویسنده با ذهنیت تلخ که زندگی را تیره و تار می بیند رمانش را هم تلخ به پایان می رساند و برعکس کسی که خوشبین و امیدوار هست کار را با شیرینی به پایان می برد.
گاهی وقت ها هم نویسنده دوست دارد نتیجه گیری را به مخاطب بسپارد برای همین رمان رابا صراحت و شفافیت به پایان نمی رساند.
اما به نظرم مهمتر از همه این هست که رمان به صورت بامعنایی به پایان برسد و نویسنده بتواند حرفش را به درستی پایان دهد.
موفق باشید
1396/05/14 ساعت 11:45 ب.ظ
سلام
من خیلی وقته که میخوام یه رمان در ژانر معمایی و تخیلی و ماجراجویانه بنویسم تقربیا کل داستانم رو تو ذهنم ساختم و رمان خوبی شده به نظر دوستام و ازم استقبال کردن تو نوشتن هم مشکلی ندارم و میتونم خوب بنویسم
مشکلم فقط اینه که نمیدونم چطور رمانم رو بنویسم تا جذاب تر به نظر بیاد و قلمش خسته کننده نباشه
عامیانه یا ادبی ؟
راوی داستانم رو تعریف کنه یا خود شخصیت
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام.
این سوال جواب قطعی نداره. در واقع با این اطلاعات کم نمی تونم نظر بدهم.
گاهی وقتها نوع داستان طور ی هست که با راوی سوم شخص میشه جذاب تر و مهیجتر تعریف کرد و گاهی وقت ها هم اگر روایت اول شخص باشه کار خوب میشه.
1396/06/01 ساعت 03:03 ب.ظ
سلام خسته نباشید من به خوندن نوشته علاقه دارم از نوشته ایی که روی مواد غذایی و جعبه دستمال کاغذی باشه گرفته تا رمان های چند هزار صفحه ایی...نوشتن رو هم دوست دارم..با اینکه انشا نویسی موضوعی سوا هست ولی دست به قلمم توی انشا نویسی و شعر های چند بیتی خوبه ..الان مدتی هست که می خوام قلمم رو گسترش بدم و یک داستان طولانی یا یک رمان بنویسم بارها تمرین کردم ولی نتیجه باب دل خودم نبوده با اینکه پیکر بندی اولیه داستان خوبه و میدونم هدفم از خلق یک شخصیت چیه ولی مشکلم اینجاست که نمی تونم خوب با شخصیتی که خلق کردم ارتباط برقرار کنم من نمی خوام همزاد پنداری کنم(همون چیزی متاسفانه امروزه در فضای مجازی باب شده)ولی نمی تونم خودم رو جای شخصیت اصلی بزارم
من ۱۶ سالمه
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
خیلی عالی هست که اینهمه مشتاق مطالعه هستید.
برای اینکه بتوانید خودتان را جای شخصیت بگذارید باید شناخت خیلی دقیقی از او داشته باشید.
یعنی یک پرونده ی مفصل از زندگی او و ویژگی هایش بنویسید. فقط در این صورت می توانید بفهمید او در هر لحظه از رمان به چه چیزی فکر می کند. باید نسبت به دغدغه و مسئله ی اصلی شخصیت آگاه شوید.
موفق باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد
تمامی حقوق مطالب سایت متعلق به گردانندگان آن هست
طراحی و اجرا: سایت ستاپ