خانه رمان

چگونه رمان خود را شروع بکنیم؟

  • 02:08 ب.ظ

صفحات آغازین رمان می تواند با شیوه هایی مثل این روایت شود:

1. معرفی کوتاه شخصیت یا شخصیت های اصلی و اگر شخصیت اصلی خود راوی رمان هست می تواند از خودش بگوید، سن و سال، جنسیت، تحصیلات و ....

2. توصیفی از زمان و مکان روی دادن وقایع داستان بنویسید: اینکه شخصیت اصلی در چه شهری، چه منطقه و محله ای، چه دوره ی تاریخی زندگی می کرده و این دوره ی تاریخی و شرایط اجتماعی - جغرافیایی چگونه شخصیت او را شکل داده.

متن کامل در ادامه ...

  

سوال سارا: سلام ببخشید مزاحم شدم من میخوام یه رمان از زندگی خوم بنویسم. از گذشتم بگم تا اینده چجوری باید شروع کنم اصلا نمی فهمم؟


پاسخ من:

پاسخ این سوال در درجه ی اول «مطالعه» هست. مطالعه ی رمان های بسیار، و البته رمان هایی که بر اساس زندگی واقعی نوشته شده اند یا رمان هایی که به شیوه ی خود-زندگینامه (اتوبیوگرافی) نوشته شده اند. هر کسی که می خواهد وارد دنیای نوشتن و نویسندگی شود در مرحله ی اول باید مطالعه ای مقدماتی داشته باشد تا با مقوله ی رمان و شیوه های به کار رفته در نوشتن رمان آشنا شود. با مطالعه ی رمان تصور درستی از یک رمان در ذهن شما شکل می گیرید، یعنی می فهمید که به چه چیزی رمان می گویند و رمان ها چگونه شروع می شود، چگونه گسترش می یابند و چگونه به پایان می رسند. بنابراین پیشنهاد می کنم اگر تا به حال رمان (مخصوصا رمانی با فرم زندگینامه) نخوانده اید حتما پیش از شروع کار چند تایی کتاب رمان تهیه بکنید و مطالعه نمایید. بنده هم در مطالب پیشین خانه رمان در پاسخ به یکی از دوستان که سوال مشابهی داشت نکاتی را نوشته ام که می توانید مطالعه بکنید. در اینجا (کلیک کنید).


اما اگر بخواهم یک راهنمایی کلی در این زمینه بکنم:

صفحات آغازین رمان می تواند با شیوه هایی مثل این روایت شود:

1. معرفی کوتاه شخصیت یا شخصیت های اصلی و اگر شخصیت اصلی خود راوی رمان هست می تواند از خودش بگوید، سن و سال، جنسیت، تحصیلات و ....

2. توصیفی از زمان و مکان روی دادن وقایع داستان بنویسید: اینکه شخصیت اصلی در چه شهری، چه منطقه و محله ای، چه دوره ی تاریخی زندگی می کرده و این دوره ی تاریخی و شرایط اجتماعی - جغرافیایی چگونه شخصیت او را شکل داده.

3. از محیط زندگی و خانواده اش بنویسید: پدر و مادر چه کسانی بودند و چه کار می کردند. طبقه اجتماعی و شرایط اقتصادی و روابط خانوادگی و پیشنینه ی خانوادگی و شرایط حاکم بر زندگی خانواده وقتی که شخصیت اصلی در آن متولد شده و بعد رشد و نمو کرده.

4. از پیشینه ی زندگی شخصیِ او بنویسید: کجاها درس خوانده، کجا و به چه کاری مشغول شده و چه کسانی در زندگی اش نقشی کلیدی داشته اند و دغدغه هایی که تا قبل از آن داشته.

نکته ی مهم دیگر اینکه: شما در نظر دارید چه بازه ی زمانی از زندگی شخصیت را در رمان بگنجانید؟

الف: از لحظه ی تولد تا یک سن مشخصی مثلا 40 سالگی یا 60 سالگی یا تا پایان زندگی.

ب: یک دوره ی خاص از زندگی شخصیت اصلی: مثلا دوره ی تحصیل او در دانشگاه، یا کار کردن در یک شرکت پیمانی و یا زمانی که خواسته است از خانواده اش جدا شود و مستقل زندگی بکند یا دوره ای که عاشق یکی شده است و مسائلی پیش آمده. هر کدام از این دوره ها می تواند دوره ای 1 یا چند ساله باشد و رمان هم به این دوره ی خاص بپردازد.

ج: یک یا چند واقعه ی مشخص: شما یک یا دو خط داستانی ویژه از کل زندگی شخصیت انتخاب می کنید و به آن می پردازید و تلاش میکنید همه ی جنبه های این یک یا چند واقعه را به دقت و با جزئیات روایت بکنید.


حال با توجه به اینکه کدام یک از بازه های زمانی را انتخاب کرده باشید نحوه ی شروع، گسترش و پایان رمان شما فرق می کند.

مثلا در رمانی که بازه ی تولد تا پیری را روایت می کند می توان با معرفی پیشینه ی خانوادگی و یا دوره ی تاریخی و موقعیت مکانی، نوشتن رمان را شروع کرد.


مثل این:  خاندان محمدی ها از کسبه ی قدیمی بازار تهران بودند و چند دهنه مغازه داشتند، پدر بزرگ اعتبار زیادی در بازار داشت و همه به اسمش قسم می خوردند. تهران آن سال ها ناآرام و در هیاهوی وقوع انقلاب بود ...


 اما در رمانی که می خواهد یک بازه ی کوتاه و چند موقعیت خاص را روایت بکند، شاید پرداختن به پیشینه خانوادگی و دوره تاریخی چندان مفید نباشد چون کمکی به این نوع رمان نمی کند و بهتر است نویسنده به قلب ماجرا و موقیت خاص بزند و از اینجا شروع بکند که شخصیت اصلی یا راوی الان در حال حاضر و در زمان حال رمان کجاست و چه کار می کند؟


مثل این:  از در شرکت که وارد شد مدیر عامل را دید که با منشی بگومگو می کند. خواست یواشکی بخزد توی اتاقش اما مدیر متوجه او شد و صدایش زد. 

_ آقای رضایی! الان چه وقت آمدن هست؟

دستپاچه شد و ندانست چه بگوید. دوست نداشت مشاجره ی هفته ی قبل باز تکرار شود.

_ معذرت میخوام. ماشین وسط راه خراب شد و نتو...

_بس کن عزیز من، هر بار یه بهانه، هر بار یه مسئله و مشکل. اینطور که من می بینیم دیگه نمی تونیم باهم کار بکنیم.

برق از سرش پرید ...


همانطور که می بینید رمان را با یک شروع طوفانی راه انداختیم. البته می شود به جای این شروع، شروعی آرام تر هم داشت. یعنی کمی از کلیات زندگی شخصیت بگوییم و بعد به این موقعیت برسیم:


مثل این: شبها تا دیروقت پای تلویزیون بود. فوتبال می دید و توی سایت های شرطبندی نتایج را پیش بینی می کرد. علیرضا می گفت این کارها آخر عاقبت ندارد. اما او فکر می کرد که بالاخره یک روز بخت با او یار خواهد بود و پول قلمبه ای نصیبش خواهد شد. دفترچه ای داشت که هر شب نتایج را در آن می نوشت و بعد برای پیش بینی از آن استفاده می کرد. بد خواب شده بود. خواب هایش پر بود از پاس گل و دروازه بانی که به سمت توپ شیرجه می زند. صبح ها اغلب دیر از خواب بیدار می شد. فرصتی برای صبحانه خوردن نداشت برای همین بیشتر روزها توی شرکت فشارش می افتاد. مادرش می گفت شکلات بگذار توی جیبت. اما دلش نمی خواست مدیر شرکت او را در حال شکلات خوردن ببیند برای همین چیزی برای خوردن نمی برد. به ایستگاه اتوبوس دیر می رسید و اغلب اوقات دنبال اتوبوس می دوید. سه ماهی می شد که ماشین قراضه اش را فروخته بود. فکر می کرد مدیر همیشه کشیکش را می کشد. دنبال بهانه بود تا از شرکت بیرونش بیاندازد. اگر توصیه های عمویش به مدیر نبود شاید یک روز هم نگه اش نمی داشتند.*


همانطور که می بینید با این روایت تخلیص شده از زندگی چند وقت اخیر او را به مخاطب معرفی می کنیم و در جریان زندگی روزانه اش قرار می دهیم تا بعدا به زندگی او نزدیکتر شویم. این خلاصه می تواند از هر چیزی باشد. از محیط زندگی اش، کارهای روزانه و عاداتی که هر روز تکرار می شوند و ...


به نظرم همین مقدار بتواند برای شما و دیگر دوستان راهگشا باشد.


*پی نوشت:  بخش های مربوط به مثال را من به صورت بداهه نوشتم و از هیچ رمان یا داستانی نیست.

نظرات (6)
  • 1397/06/19 - 10:16 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام.. خواهشن وقت خودتون رو هدر ندین.
    هیچکدام شما نویسنده نیست.. نویسندگی وداستان کوتاه ورمان که سوپر مارکت نیست...
    خنده داره... واقعا خنده دارهست..
    یکیشان گفته که میخوام از زمان بارداری مادرم تاالان بنویسم... بابا ول کنید نویسندگی که هردمبیلی نیست..
    اونم میخوای رمان وداستان کوتاه بنویسید.. راهنماییت کنه که چه جوری بنویسی... خنده دار هست.. یا چشم هم چشمی هست یا هم واقعا عقده ی حقارت هست.. بچسبید به خونه داریتون.. نویسندگی کار هرکسی نیست.
    تکنیک میخواد تصویر سازی... سووشون وکلیدر رو بخونید...اونا رمان هستند نه هر خانمی بامادرش قهر کرده بخواد زندگیشو بنویسه... واقعا خنده داره
    پاسخ:
    سلام
    به همین راحتی نمیشه نتیجه ی کار دیگران را قضاوت کرد.
    بله، شاید رمانی که یک نویسنده ی 15-16 ساله می نویسند با استاندارهای رمان نویسی فاصله ی زیادی داشته باشد، اما این دلیل نمی شود که بگوییم قید نوشتن را بزند. من و شما فقط می توانیم نظر خودمان را داشته باشیم و این آثار را نخوانیم. اما اینکه بگوییم ننویسید یا کار شما نیست یا ... جالب نیست.
    باید پدیده ی رمان نویسی اینترنتی را با همه ی نقاط ضعفش بپذیریم.
    من این را صرفا پلی می دانم برای اینکه در نهایت از میان این نویسندگان تعدادی جذب رمان نویسی حرفه ای شوند و باقی هم کار خودشان را بکنند و خوانندگان خودشان را داشته باشند.
    لحن تان هم بعضی جاها خیلی تحقیرآمیزو جنسیت زده است، یعنی چه که " بچسبید به خانه داری تان"؟
    الان نویسندگان زن بخش قابل توجهی از رمان نویسی فارسی را پیش می برند. از نسل های قبلی کسانی همچون غزاله علیزاده و شهرنوش پارسی پور و دانشور و از نسل های متاخرتر کسانی همچون روانی پور، پیرزاد، وفی و ده ها نویسنده ی زن دیگر که آثارشان حرفه ای و درخور توجه هست. ذهنیت مردانه ات را کنار بگذار برادر من. انسانی فکر بکن.
    ای بسا از میان همین هایی که تو خیال می کنی از مادرشان قهر کرده اند یک نویسنده همچون دانشور بیرون بیاید.
    ما فقط می توانیم اگر دوست نداشتیم نخوانیم.
    همین
  • 1397/03/07 - 06:10 ب.ظ
    امتیاز: 2 0
    سلام ،ممنون از مطالبتون .
    من داستان رو در ذهنم کنار هم میچینم و اتفاقا وقتی ایده هام رو تعریف میکنم اکثرا خوششون میاد ولی نمیتونم بنویسمشون!!
    احساس میکنم اون چیزی که در ذهنم هست و جذابیت داره رو نمیتونم بنویسم.واین باعث شده کلا از نوشتن فاصله بگیرم.( البته رمان زیاد خواندم)چیکار کنم که مشکلم حل بشه؟؟؟
    پاسخ:
    سلام
    نکته ای که مطرح کردید برای من گنگ بود. یعنی اینکه چه چیزی باعث میشه علی رغم جذاب بودن ایده ها به سراغ نوشتنش نرید؟ مثلا ایده ها موقع نوشتن جذابیتشون رو از دست میدهند؟ یا اینکه کلا نمی تونید چیزهایی که توی ذهن دارید رو به روی کاغذ بیارید.

    اگه بخوام راهکاری بگم اینه که یک طرح کلی که شامل شروع - میانه- پایان هست رو بنویسید و بعد اون رو به چند بخش تقسیم بکنید و هربار سراغ یک بخش برید. سعی کنید با حوصله بنویسید و یک برنامه ی بلند مدت داشته باشید و سعی نکنید که توی یکی-دو نشست کار رو تموم کنید. یک برنامه ی یک ماه یا چند ماه بسته به حجم کار تدارک ببینید.

    امیدوارم موفق بشی
  • 1396/11/24 - 02:35 ب.ظ
    امتیاز: 1 0
    سلام ممنون از وبلاگ خوبتون
    من دارم یه رمان عاشقانه رو شروع میکنم فقط بیشتر فیلمهای درجه یک دیدم تا کتابای درجه یک خونده باشم به همین دلیل نوشته هام خط داستانی منسجمی نداره و پر از فلش بک به گذشته و با یه ضربه برگشتن به زمان حاله که البته هر برگشتن تقریبا یه نتیجه ای از شخصیت مبهم شخصیت اصلی و کل داستان و به صورت کلی سیاه و سفید محض وجود نداره حتی برای شخصت اصلی البته فکر کردم که فصل اول این شکلی باشه در کل میخواستم بپرسم این نوع نوشتن ایا از چهارچوب رمان بودن نوشته منو خارج نمیکنه؟ ببخشید که طولانی بود
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    جنس رمان با فیلم متفاوت هست.
    خواننده بیشتر دوست داره رمان رو به جلو حرکت بکنه.
    استفاده از فلاشبک می تونه یه تکنیک باشه برای دادن اطلاعات بیشتر اما نباید تبدیل به یک رویه و شیوه بشه یعنی همه رمان با فلاشبک روایت بشه. بیشتر رمانهای روانشناختی و ذهنی با این تکنیک روایت می شن. به جای استفاده از فلاشبک نویسنده/راوی می تونه به صورت مستقل و مستقیم اونچیزی رو که در گذشته اتفاق افتاده به صورت فشرده و نقلی روایت بکنه.
  • 1396/11/03 - 01:13 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    با سلام میشه توضیح بدین منظور از فضا سازی و حس و قصه گویی در رمان چیه
    پاسخ:
    سلام
    سعی می کنم سر فرصت درباره عناصر داستان بنویسم. اما تا اون موقع یک سری به کتاب های عناصر داستان بزنید.
    موفق باشید
  • 1396/10/12 - 03:20 ق.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام من میخوام زندگی خودمو بنویسم از زمان بارداری مادرم لطفا یه توضیح بدید اولشو چجوری شروع کنم
    پاسخ:
    سلام
    قبلا در این باره نوشته ام
    لطفا آرشیو مطالب خانه رمان را مرور بکنید
    موفق باشید
  • 1396/09/02 - 02:55 ق.ظ
    امتیاز: 1 2
    میخواستم بپرسم اگر ، نوع سبک نوشتاری ما در یک رمان شبیه به متنی ادبی باشه ، مجاز هستیم که گاهی با رعایت و حفظ پیوستگی ، از شعری سپید هم درونش استفاده کنیم؟
    پاسخ:
    سلام
    بله
    ولی به شرطی که منطق روایی آن را لحاظ کنیم. یعنی اینکه چه چیزی باعث می شود شعر را در میانه رمان بیاورید؟ آیا از زبان یکی از شخصیت ها گفته می شود؟ مثلا شخصیت چند سطر از شاملو می گوید؟ اگر آری آیا این موضوع با توجه به ویژگی های شخصیت درست هست؟ با تحصیلات و سواد و علایق؟
    باید منطق قضیه را رعایت کنیم
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

در بخش نظرات هر مطلب، فقط نظرات مرتبط با مطلب منتشر خواهد شد! برای ارسال سایر سوالات و مشکلات خود در زمینه رمان نویسی از صفحه پرسش و پاسخ استفاده نمایید:
ورود به صفحه پرسش و پاسخ
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد