X
تبلیغات
رایتل

کتابخانه آرشیو کتابخانه

مجله PDF کار نویسنده شماره 6

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 5

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 4

با مطالبی دباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 3

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 2

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله pdf کار نویسنده شماره 1

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

خانه رمان

چگونه برای رمان خود سرزمینی خیالی خلق کنیم؟ راه های خلق اسامی خیالی

  • 02:58 ب.ظ
احتمالا شما هم از دیدن خلاقیت کم نظیر نویسندگانی مانند تالکین، رولینگ یا مارتین در خلق جهانی خیالی لذت برده اید. جهانی که در آن شخصیت هایی عجیب در زمان و مکانی خیالی به نبرد با یکدیگر می پردازند. موجودات و هیولاهایی که همه از تخیل ناب نویسنده زاده شده اند و سرزمین هایی که نمی توانید آنها را روی نقشه های زمین پیدا بکنید. بدون شک نقطه ی حرکت ما برای خلق جهانی خیالی، همین جهان واقعی هست. این قوه ی تخیل نویسنده هست که از ترکیب عناصر واقعی یا اغراق دربرخی از ابعاد این عناصر به موجودات و مکان هایی خیالی می رسد.   گاهی نویسنده برای بارور کردن این تخیل به سراغ تاریخ می رود و سر از اساطیر باستانی در می آورد. فرهنگ های کشورهای مختلف را زیر و رو می کند و با افسانه های عجیب غریب مواجه می شود. بعد تخیل خود را به کار می اندازد و جهان خود را خلق می کند. در نوشته ی حاضر یکی از این راه ها را با هم می پیماییم تا ببینیم چگونه می توانیم برای عناصر جهان خیالی رمان خود اسم پیدا کنیم.

بهترین راه برای شناخت جهان واقعی، یعنی همان نقطه ی شروع، مشاهده و مطالعه هست. سفر کردن در دنیای واقعی یا رجوع به کتاب ها. در جهان امروز آسان ترین وسریع ترین راه برای آشنا شدن با سرزمین های دور یا جاهایی که شناختی کمتر از آنها داریم اینترنت هست. سایت هایی که اطلاعات دست اول و تصاویری عالی از هر گوشه ی این جهان در اختیار ما قرار می دهند. شاید بخواهید جهان خیالی شما در جایی مشابه  شرق ایران قرار داشته باشد. سرزمین شن های روان. کویرهای تفیده و طوفان های پیاپی شن و هیولایی باستانی در رمان شما از آنجا سر بیاورد و قهرمانی از جنس مردمان آنجا در برابر این هیولا بایستد. حالا می توانید از جهان واقعی شروع کنید. شکل آدم ها، خانه ها، دشت ها و کویرها، درخت ها و رودخانه ها و تالاب ها. گل ها و گیاهان و حیوانات بومی آنجا. سازه های باستانی همچون قلعه ها و کاروانسراها و شهرهای ویران شده ی باستانی. از دل قنات ها می توانید کلی داستان بیرون بکشید.
البته که یک سفر چند روزه یا چند هفته ای کاری می کند کارستان. مشاهده ی بی واسطه و نفس کشیدن در آن فضا. اما در صورت مهیا نشدن این امکان به نظرم اینترنت بهترین منبع برای پیدا کردن اسامی است. به راحتی می توانید به فهرستی از کوه ها و دشت ها و رودها و شهرها و روستاها در کشورهای مختلف دسترسی پیدا بکنید. بهترین جا هم ویکی پدیا هست. مثلا در اینجا اسامی رودهای ایران را می توانید ببینید:

https://fa.wikipedia.org/wiki/فهرست_رودهای_ایران
یا اینکه سراغ تصاویر و فیلم ها بروید. حتی از طریق شبکه های اجتماعی با مردم بومی آن مناطق صحبت بکنید و از افسانه های شان بپرسید. کافی هست بپرسید که در آن منطقه یا شهر بچه ها را از چه چیزهایی می ترسانند که بخوابند. کلی اسم موجودات عجیب غریب برای تان ردیف می کنند که قوه تخیل شما را به کار می اندازد. البته یادداشت برداری دقیق را فراموش نکنید که بدون یادداشت برداری همه چیز بی حاصل هست. شما بارها به این یادداشت ها نیاز خواهید داشت.

اما برای اینکه بتوانیم از این اسامی  به یکسری اسامی جدید خلاقانه برسیم که مناسب فضای رمان ما و ژانر رمان ما باشد باید چند نکته را مد نظر قرار بدهیم.

نکته اول: در داستان های خیالی یا فانتزی نام مکان ها گاهی نمادین هست. مثلا بسته به اینکه مکان شخصیت های خیر باشد یا شر. شخصیت های شرور از سرزمین هایی تاریک و ترسناک می آیند. برای همین نویسندگان اسامی را طوری انتخاب یا خلق می کنند که این وجه نمادین هم در اسامی لحاظ شود. منظور از نماد یعنی اینکه یک کلمه علاوه بر اینکه معنای خودش را دارد یکسری معانی دیگر را هم می رساند. مثلا کوه، علاوه بر اینکه یک مکان هست، نماد پایداری یا استقامت یا ... هم می تواند باشد. یا دریا، می تواند نماد بخشندگی باشد یا در شرایطی وقتی همیشه طوفانی هست نمادی از خشم و مرگ و ... بستگی به این دارد که نویسنده چگونه در داستان خود این وجه نمادین را به مکان ها و اسامی بدهد.
حتما در برخی از کتاب ها یا فیلم ها دیده اید که نویسندگان و سازندگان از اساطیر قدیمی یونان باستان استفاده می کنند یا به سراغ اساطیر سایر ملل می روند. هر کدام از این اساطیر کلی بار معنایی برای خود دارند و باعث می شود داستان در لایه های زیرین خود حرفهای بسیاری داشته باشد. یک نویسنده ی ایرانی هم می تواند از تاریخ و فرهنگ گذشته ی خودمان ایده بگیرد.

نکته دوم: اسامی می توانند بیان کننده ویژگی های مهم آدم های رمان باشند. یعنی یک ویژگی اساسی شخصیت را (بیرونی یا درونی) نشان بدهد. مثلا: ادوارد دست قیچی، جک ششلول بند، ریچارد شیردل ، جو دهان پاره. بنابراین هر چه بیشتر به شخصت های رمان خود احاطه داشته باشید و شناخت دقیقی از او پیدا بکنید می توانید اسم مناسب تر و با مسماتری برای او انتخاب بکنید.

نکته ی سوم: شاید جالب نباشد که بخواهیم از اسامی واقعی به همان شکل بدون تغییر در رمان فانتزی خود استفاده کنیم. با اضافه کردن کلماتی، ترکیب آنها و یا تغییر شکل آنها می توانیم به اسامی اختصاصی خودمان برسیم. مخصوصا در مورد اسامی مکان ها که می خواهیم مربوط به دوره ی یا سرزمینی خیالی باشد. البته در مواردی ممکن است آن اسمی که از افسانه ها یا اساطیر گرفته ایم آنقدر ناشنیده و ناآشنا باشد که نیازی به تغییر آن پیدا نکنیم و یا اینکه آن اسم بار معنایی ویژه ای داشته باشد که با تغییر ساختار آن، معنایی که نیاز داشتیم از دست برود. پس در چنین مواقعی می توانیم بدون تغییر از آنها استفاده کنیم.

نکته چهارم: برخی از نویسندگان پا را از این فراتر می گذارند و دست به اختراع زبانی تازه و مختص به جهان داستانی خود می زنند. مثلا اسامی شخصیت ها، هیولاها یا رودها یا جنگل ها یا کوه ها با یک پیشوند یا پسوند ثابت ساخته می شوند. یا برخی از شخصیت ها با دستور زبان خاصی حرف می زنند. همه ی اینها به توانایی و مهارت نویسنده بستگی دارد. باید به این نکته توجه بکنیم که در حدود توانایی و تسلطمان قدم برداریم. چون اگر آنهمه مهارت نداشته باشیم نتیجه ی کار برعکس خواهد بود و ظرافت و دقت کافی را نخواهد داشت و باعث خنده مخاطب خواهد شد. بنابراین کاری است سخت و حساس و از عهده هر کسی بر نمی آید و به مهارتی مثال زدنی و اشراف کامل به زبان نیاز دارد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد