خانه رمان

توصیف در رمان نویسی | چقدر باید از توصیف استفاده کرد؟ | چگونه توصیفات ریزبینانه تر و مفصل تری بنویسیم؟

  • 09:18 ب.ظ

توصیف بیش از حد نه تنها نمی تواند کمکی به رمان بکند بلکه می تواند باعث کندی و دلزدگی خواننده شود. خواننده دوست دارد رمان رو به جلو حرکت بکند. یعنی جریان حوادث و کنش شخصیت ها را ببیند.

توصیف یعنی نوشتن تصاویر ثابت که حرکتی ندارد.


شما یکبار می توانی بنویسی: 

مرد خودکار را برداشت و روی کاغذ یادداشتی برای لیلا نوشت.

  

یا اینکه با توصیفات بیشتر بنویسی: 

مرد خودکار آبی ظریفی را که توی جامدادی سفالی گوشه میز بود برداشت و به آهستگی و با حرکات ماهرانه ی قلم روی کاغذ سفید مشغول نوشتن شد. مهتاب از شیشه ی پنجره به روی میز می تابید و سایه ی دست مرد روی کاغذ می افتاد. با تامل بسیار نامه ای برای لیلا نوشت. 


این شما هستی که باید تشخیص بدهی اشاره به آبی بودن و ظریف بودن خودکار یا محل جامدادی ضرورتی دارد یا نه؟ کمکی به شناخت شخصیت و پیشبرد رمان می کند یا نه؟ یا صرفا می خواهید با شرح و توصیف بیشتری بنویسید و در قلمفرسایی غرق شوید. گاهی لازم هست برای فضاسازی به سراغ توصیف رفت. اما هر چیزی اگر به دام افراط بیافتد نتیجه معکوس خواهد داشت.


فکر نمی کنم بشود قبل از نوشتن به صورت دقیق تخمین زد که یک فصل از کار چند صفحه خواهد بود. اصرار نابجا برای کش داد یک فصل با توصیف باعث آبکی شدن کار خواهد شد.


از هر ایده ای باید به اندازه ظرفیتش انتظار داشت. از یک دانه ی گندم نمی شود در هر برداشت یک کامیون گندم به دست آورد. مگر اینکه همان بار اول دانه های بسیاری بکاریم. بنابراین نباید تلاش کنیم جاهایی از رمان را که به نظرمان نحیف هستند با توصیف چاق بکنیم. باید برگردیدم به سروقت طرح رمان. لاغری بیش از حد رمان مربوط به طرح هست و نه توصیف.


اگر واقعا احساس می کنید که به توصیف کردن نیاز دارید و از عهده نوشتن توصیف بر نمی آیید راهکارش این هست که: 

تمامی حواس تان را به کار بیاندازید. بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، لامسه. و وقتی در یک موقعیت از داستان قرار گرفتید از تمامی حواس برای توصیف استفاده کنید. 


مثلا همان نمونه ی بالا را می توانیم به این شکل بنویسیم:


رو صندلی جابجا شد و پاهایش را از کف سرد اتاق جمع کرد. طعم تلخ چایی سرد از دهن افتاده هنوز توی دهانش بود. به رفتن لیلا فکر می کرد و تلخی در دهانش بیشتر می شد. بوی کهنگی کاغذهای پیش رو حالش را به هم می زد. انگار در میان انباری از روزنامه های باطله گرفتار شده باشد. روزنامه هایی که خبر رفتن لیلا را تیتر یک زندگی اش کرده بودند. دست هایش را توی تاریک-روشن اتاق نگاه کرد. سفید و سرد و بی روح بودند. به نظر نمی آمد توانی برای برداشتن خودکار داشته باشند. از میان ده ها خودکار و مداد توی جامدادی باید کدام را بر می داشت؟ لیلا چه رنگی را دوست داشت؟ آبی یا مشکی؟ چشم هایش را مالید. سرش تیر کشید. دست انداخت و خودکار آبی ظریفی را از توی جامدادی بیرون کشید....


می بینید که با توصیفات بیشتر فضای حسی داستان را بسط دادم.

بنابراین در صورت لزوم برای نوشتن توصیفات بیشتر میتوانید از تمامی حواس تان استفاده نمایید.


نظرات (2)
  • 1397/04/24 - 01:48 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام ممنون ازتوضیحاتتون من قصددارم رمانی وشروع کنم ولی نمیخوام اخرش تلخ باشه میخوام جذاب باشه وبرای اولین بارمخوام رمان بنویسم اگرکمکم کنیدممنون میشم
    پاسخ:
    سلام
    سوالات غیرمرتبط با مطلب را در بخش پرسش و پاسخ مطرح کنید
    موفق باشید
  • 1397/04/05 - 01:16 ق.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام من در حال نوشتن یک رمان به زبان کردی هستم. با اینکه ژانر عاشقانه بود و براش هدفمندی (آرمانشهری)هم کرده بودم به جنایی و رمزآلود تبدیل شده. البته برای هر کسی که می خونمش لذتمی بره و مدام از من مابقی ماجرا رو می خوان. در این رمان سه مکان ر زمانهای مختلف رو دنبال می کنم که نهایت به هم متصل میشوند. در رابطه با شماره هایی که توی رمان میگزارند توضیح بدهید. سپاس
    پاسخ:
    سلام
    اگه منظورتون فصل بندی رمان هست که بستگی به تصمیم و منطق روایی نویسنده داره. بعضی ها بر اساس داره زمانی فصل بندی می کنند. بعضی ها بر اساس صحنه ها، بعضی ها بر اساس مراحل پیشروی رمان . بیشتر وقتها یه قضیه ی ذوقی هست و نمیشه گفت قاعده دقیقی داره.
    موفق باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

در بخش نظرات هر مطلب، فقط نظرات مرتبط با مطلب منتشر خواهد شد! برای ارسال سایر سوالات و مشکلات خود در زمینه رمان نویسی از صفحه پرسش و پاسخ استفاده نمایید:
ورود به صفحه پرسش و پاسخ
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد