X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

کتابخانه آرشیو کتابخانه

مجله PDF کار نویسنده شماره 6

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 5

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 4

با مطالبی دباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 3

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله PDF کار نویسنده شماره 2

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

مجله pdf کار نویسنده شماره 1

با مطالبی درباره کتاب و نویسندگی

خانه رمان

پرسش و پاسخ

این صفحه از سایت اختصاص به سوالات خوانندگان در زمینه ی رمان نویسی دارد. سعی خواهم کرد تا آنجا که در توانم باشد و حرفی برای گفتن داشته باشم جواب سوالات را بدهم. دوستان می توانند در این صفحه تجربیات شان را به دیگران انتقال بدهند و اگر آنها هم جوابی داشتند برای سوال کننده بنویسند.

نظرات (11)
  • 1397/03/16 - 03:47 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام خسته نباشید .
    واقعا سایت فوق العاده ایی دارید .من به طور کلی تونستم جواب سوالاتم و بگیرم بدون اینکه حتی بپرسمشون ..واقعا لازم دونستم ک از زحماتتون تشکر کنم .
    جواب هایی که به سوالات بقیه میدین واقعا منطقی و در عین حال قابل فهمه و امید زیادی به کسی ک میخواهد برای اولین بار شروع ب نوشتن بکنه میده
    ادمین عزیز خیلی با حوصله و با مهارت با قلم حرفه ایشون به تک تک سوالات جواب میدن ک واقعا بی نظیره دست مریزاد .
    کمتر سایتی رو دیدم که انقدر عالی و همه چیز تمام باشه
    و در اخر همنطور ک شما ادمین عزیز در پایان پاسخ هاتون برای همه آرزوی موفقیت میکنید من هم امیدوارم که موفق باشید و زندگی شاد و عالی داشته باشید .
    باز هم ممنون
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم از لطف و محبتتان. زنده باشید دوست گرامی
    خوشحالم که مطالب سایت را مقبول و مفید دیده اید.
    به شخصه یکی از چیزهایی که باعث می شود کمافی السابق نوشتن در اینجا را ادامه دهم، پیام ها و نظرات انرژی بخش دوستان بزرگواری همچون شماست.
    امیدوارم که همچنان همراه سایت خانه رمان باشید
    با آرزوی سلامتی و موفقیت برای شما
  • 1396/12/04 - 03:30 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام در رمان میشه، چند زاویه دید است استفاده کرد؟ بخش هایی رو از زبان اشخاص گفتش؟
    پاسخ:
    سلام
    بله.
    موفق باشید
  • 1396/12/02 - 01:36 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    باسلام و خسته نباشید
    ضمن تشکر از مطالب آموزندهتان، میخواستم از نظرات ارزشمندتان راجع به رمانی که نوشته‌ام جویا شوم. فرمت فایل ؟ نحوه ارسال و چند صفحه از رمان برای اینکار کفایت می‌کند؟ با سپاس زرین مهر
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    به دلیل مشغله های فراوان نمی تونم قول 100% بدهم که آثار دوستان را بخوانم. اگر زمانی پیدا کنم سعی می کنم نگاهی بیاندازم.
    فعلا می توانید اگر اثری داشتید فایل اون رو (متن یا پی دی اف) به ایمیل خانه رمان ارسال بکنید تا اگر فرصتی داشتم بخوانم و نظرم را بنویسم.
    ایمیل خانه رمان:
    novel.home@yahoo.com
  • 1396/11/17 - 01:22 ق.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام یه جایی خوندم که نویسنده ای میگفت که زیاد بخوانید.
    منظور از زیاد خوندن چیه؟ اگه ۱۰۰ تا رمان بخونیم تاثیری تو نوشتن داره، به نظر شما بهتر نیستش که در یه ژانری تعدادی بهترین نویسنده هارو الگو کنیم و از روی دستشون مشق بشه، یا نه باید تو یه ژانری همه ی رمان هارو خوند؟
    پاسخ:
    سلام
    منظور از زیاد خوندن این هست که شما با شیوه رمان نویسی در سبک ها و مکتب ها و ژانرهای مختلف آشنا بشید. طبیعتا نمی شه همه کتاب ها رو خوند چون وقت کافی برای این کار نداریم و باید بریم سراغ بهترین ها. گذشته از این باید برای نوشتن هم وقت بگذاریم. یک بخشی از خوندن لذت بردن هست و یک بخشی هم یادگیری. قرار نیست همه چیز رو بخونیم. بعضی ها هم بعد از پیدا کردن ژانر و نویسنده مورد علاقه ی شان در همان زمینه مطالعه می کنند که این هم یک شیوه هست.
  • 1396/10/27 - 09:45 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام، چندتا سوال داشتم، برای نوشتن رمان حتما باید یه آموزگار باشه راهنمایی یا با خوندن کتاب میشه نتیجه دید؟ وقتی مینویسم چطور متوجه بشم که نوشتنم درست هستش یا نه؟ فضایی برای نقد کردن هستش که ازش کمک بگیرم، منظورم نوشتن رمان هستش نه داستان، من تازه شروع کردم به نوشتن که بیشتر از مطالعه رمان های ژانر خیالپردازی هستش و با دقت جملات و توصیف هارو میخونم و ازشون به شکل دیگه استفاده کنم که تکراری در نیاد، بیشتر دیکته کردن هستش، نوشته های کوتاه نوشتم که بیشتر شبیه خلاصه رمان هستش نه داستان، میخواستم بدونم میشه برای اوایل با نوشتن پاره ای از داستان رمان شروع کرد؟ آیا برای نوشتن باید کلی رمان خوندش؟ کاش فضایی رو قرار میدادین برای نقد نوشته ها
    ممنون از وبلاگ خوبتون
    پاسخ:
    سلام
    نیاز حتمی به یک آموزگار یا مربی وجود نداره و کتاب ها بهترین آموزگارهای ما می تونن باشند. اما کمک گرفتن از یک آدم باتجربه در زمینه نویسندگی هم می تونه راهگشا و مفید باشه، اما هیچ الزامی وجود نداره و میشه از کتاب ها یاد گرفت.
    اگر به اندازه کافی رمان و داستان کوتاه خوب از نویسندگان بزرگ مطالعه کرده باشید ذهنیت درستی از رمان نویسی خواهید داشت و خودتان متوجه خواهید بود که در مسیر درست نوشتن هستید یا نه. همچنین می توانید از نظرات کتاب خوان های حرفه ای هم کمک بگیرید.
    فضای نقد هم انجمن های شهری و تالارهای فضای مجازی هست که می تونید استفاده بکنید.
    پیش از نوشتن باید رمان خوند تا با رمان و رمان نویسی آشنا شد وگرنه چشم بسته که نمیشه وارد عرصه رمان نویسی شد. مگر تا حالا دیده اید که کسی به یکباره بنشیند پشت پیانو و مثل موتزارت بنوازد؟
    موفق باشید
  • 1396/07/01 - 02:11 ق.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام
    میشه راجبه حس آمیزی در رمان و فضاسازی که مکمل هم هستم توضیح بدین ممنون میشم
    پاسخ:
    سلام
    انشالله اگه فرصتی دست بده در اینباره هم می نویسم
    کتاب های آموزشی خوبی در زمینه عناصر داستان و رمان وجود داره که درباره ی فضاسازی توشون صحبت شده حتما تهیه و مطالعه بکنید
    موفق باشید
  • 1396/06/19 - 09:24 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام
    چی‌کار کنیم رمانمون دیالوگ محور نباشه؟
    پاسخ:
    سلام
    علاوه بر دیالوگ باید به روایت رویدادها و حوادث بپردازید. اعمال شخصیت ها رو نشون بدید. صحنه ای که داستان داره توی اون اتفاق می افته رو توصیف بکنید و از فکرها و احساسات شخصیت ها حرف بزنید.
  • 1396/06/17 - 03:25 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام خسته نباشید اموزش هاتون بسیار عالی و پر بار بودن
    ممنون
    من موقع نوشتن دسترسی به واژگانمو از دست میدم
    موقعیتی به طور کامل در ذهنم تداعی میشه ولی کلمات روان و دقیق برای بیان اون صحنه ندارم
    طوری که بیش از حد کلافه میشم
    سر هر جمله من کلی فکر میکنم
    تا کلمه های مورد نظرو پیدا کنم
    و اینطوری زمان نوشتنم خیلی زیاد طول میکشه وبه جای لذت من کسل میشم
    ممکنه منو راهنمایی کنید؟
    پاسخ:
    سلام
    ممنون از لطفتان. زنده باشید.
    1. من نمی دانم دایره واژگانی شما دقیقا چه قدر هست. یعنی چقدر توانسته اید از طریق مطالعه واژه به ذهن تان بسپارید تا در موقعیت مقتضی آنها را به کار ببرید. هر چقدر این دایره ی واژگانی وسیعتر و پرتر باشد به همان میزان می تواند در نوشتن به کار بیاید. با مطالعه ی بیشتر و بیشتر این دایره وسیع تر می شود و شما در هر موقعیتی از داستان و رمان تان می توانید دقیق ترین و مرتبط ترین واژه را برای روایت و توصیف به کار بگیرید.
    نکته ی بعد اینکه: شما باید درهر صحنه از رمان تصور روشنی از هدف و خواست شخصیت در آن داشته باشید. یعنی بدانید که در یک صحنه ی خاص از رمان شخصیت به دنبال چه چیزی هست و می خواهد چه چیزی را به دست بیاورد. این چیز لزوما یک چیز فیزیکی نیست. مثلا یک شخصیت در یک صحنه ممکن است به دنبال این باشد که از شخصیت مقابلش احترام یا تحسین یا عشق ببیند یا او را وادار به اقرار به موضوعی بکند یا بخواهد قدرت خودش را به رخ او بکشد یا به او بفهماند که ازش متنفر هست یا از کاری که می کند چندشش می شود یا می خواهد به طرف مقابل بفهماند که افسرده و دلتنگ هست و یا هر چیز دیگری.
    برای اینکه بفهمید شخصیت چه چیزی می خواهد باید در ذهن او و در پشت چشم های او قرار بگیرید و کاملا او و موقعیتی که در آن قرار دارد را درک بکنید. هر چه این تصور دقیق تر و عمیق تر باشد شما از سردرگمی در می آیید و راحت تر می نویسید.
    و دیگر اینکه باید بدانید که یک صحنه ی خاص قرار است به چه نقطه ای منتهی بشود و چه تاثیری روی خواننده بگذارد. تا نوشته را به همان سمت هدایت بکنید. مثلا در پایان صحنه شخصیت به خواستش می رسد یا نه؟ موفق می شود یا نه؟ شکست می خورد؟ چه تصمیمی می گیرد؟ شخصیت مقابل چه طور؟ یعنی همچنان که خودتان را به جای شخصیت اصلی قرار می دهید باید در ذهن شخصیت مقابل هم قرار بدهید. باید بدانید که شخصیت مقابل هم به چه فکر می کند و دنبال چه چیزی هست و چرا به دنبال آن هست؟
    همه ی اینها باعث می شود تصور شما و آگاهی شما از دنیای داستان تان دقیق تر و شفاف تر شود. فقط در این صورت از سردرگمی در می آیید و می فهمید که چه چیزی بنویسید.
    و نکته ی آخر هم اینکه تمرین کنید زیاد بر روی جملات وسواس به خرج ندهید. بخشی از نوشتن مربوط به بازنویسی می شود. هر موردی که باعث شود شما ساعت ها با یک جمله کلنجار بروید شما را خسته تر و مایوس تر می کند بهتر است به جای اینکه متوقف شوید حرکت بکنید. بعدا می شود یک کلمه یا جمله یا حتی پاراگراف را هم تغییر داد و ویرایش کرد. اما قبل از هر چیزی باید کلیت کار را شکل بدهید. مثلا کلیت یک صحنه یا بخش یا فصل.
    برای دوستان دیگر هم نوشته ام. خدمت شما هم عرض می کنم که، اگر مشکلتان کمال گرایی و تلاش برای به دست آوردن بهترین نتیجه است:
    تنها راه ادامه دادن طرح ها و رسیدن به یک کتاب کامل این هست که انتظاراتتان را از خودتان و از نتیجه ی کارتان به شدت پایین بیاورید. یعنی بپذیرید که قرار نیست در چند کتاب اولی که می نویسید و تمام می کنید، کتاب شاهکار و عالی و خوب که هیچ، حتی قرار نیست یک کار متوسط هم تمام بکنید. شما فقط باید بنویسید حتی اگر نتیجه ی کار ضعیف باشد. فقط باید بنویسید و تمام کردن و به پایان رساندن یک کتاب را تمرین بکنید. بعد از دو-سه کار هم تجربه ی تان بیشتر شده و هم از تله و دام کمال گرایی بیرون آمده اید. لازمه ی پیشرفت در زمینه ی نویسندگی این هست که هربار یک قدم جلو بروید. نه اینکه فکر بکنید نتیجه ی همان کار اول باید شاهکار و بی نظیر باشد. این تا حدود زیادی غیرممکن هست و نشدنی. بزرگترین نویسنده ها هم یک-دو جین کار ضعیف و متوسط توی کارنامه ی شان دارند.
    بنابراین بدون فکر کردن به خوب یا بد بودن نتیجه ی کار یا نتیجه ی نهایی کتاب فقط کار را با حوصله بنویسید و تمام کنید.
  • 1396/06/17 - 02:39 ب.ظ
    امتیاز: 0 0
    سلام، من دوتا مشگل دارم،یکی انتخاب اسم واسه رمانم،یکی اینکه من رمان های زیادی شروع کردم اما همه رو نیمه کاره تموم کردم
    پاسخ:
    سلام
    1. یک اسم خوب برای رمان می تواند دارای ویژگی های زیر باشد: تازه باشد/ اشاره ای غیر مستقیم باشد به کلیت رمان و مضمون و موضوع محوری آن بدون اینکه همه چیز را لو بدهد/ گاهی وقت ها هم نویسندگان اسمی انتخاب می کنند که هیچ ارتباطی به رمان ندارد و یا حداقل اینکه ارتباط اسم با رمان حتی بعد از اتمام خواندن هم به درستی برای خواننده آشکار نمی شود. بهتر است قبل از نوشتن و اتمام رمان خودتان را درگیر انتخاب اسم نکنید. چون ممکن هست باعث عدم پیشروی شما در نوشتن رمان شود. می توانید با یک اسم موقت کار را پیش ببرید. به احتمال زیاد بعد از پایان رمان و کمی فاصله گرفتن از آن چیزهایی در ذهن تان خودی نشان خواهند داد. اگر انتخاب اسم برای تان خیلی سخت بود بهتر است چیزهای دیگر کمک بگیرید. از ترانه هایی که شنیده اید یا شعرهایی که خوانده اید. گاهی یک عبارت دو کلمه ای با معنی می تواند به کار رمان تان بیاید. حتی بعد از اتمام رمان خودتان می توانید بروید به سراغ بخش های حیاتی کتاب بروید و ببینید که از میان دیالوگ ها و افکار شخصیت ها چه چیزی دستتان را می گیرد. می توانید پیرامون مضمون اصلی رمان تان طوفان فکری بکنید و هر چیزی که به ذهن تان رسید روی کاغذ بیاورید و بعد با حذف موارد کمتر تاثیر گذار در نهایت به بهترین گزینه برسید. مثلا رمان من درباره ی عشق هست. عشقی که باعث می شود شخصیت ما همه چیزش را از دست بدهد و به معشوقش هم نرسد. حالا من راجع به این مضمون عشق و موضوع عشقی که عاشق را نابود می کند و اینکه عشق نابودگر هست و نه سازنده طوفان فکری می کند و این عبارات به ذهنم جاری می شود:
    ویرانه ای در جان
    طوفان عشق
    سیلاب عشق
    عشق ویرانگر
    غریق
    عبور از گردباد
    فریاد در گردباد
    رویای طوفان زده
    مسافر آتش
    گدازه های چشم
    و ...
    شاید در مدت یک ساعت ده ها عنوان دیگر به فکر من خطور بکند. خوب یا بد، ضعیف یا قوی، باربط یا بی ربط، چرت و پرت یا شاهکار. تنها کاری که باید بکنیم این هست که فقط در پیرامون مضمون و موضوع رمان فکر بکنیم. حتما باید در ذهن مان تصویر سازی بکنیم. برای من عشق شبیه یک رودخانه طغیانگر یا یک آتش فشان فعال شده یا یک گردباد سهمگین بود که به جان و روح و روان شخصیت ام هجوم آورده است. حتما باید خیال بکنیم و تصویر ذهنی بسازیم. هر چه به ذهنمان رسید روی کاغذ می آوریم و بعد می نشینیم با حذف موارد ضعیف شروع می کنیم. بعد از حذف ها شاید به 3-4 عنوان خوب و حتی ناب و تازه برسیم. آن وقت باز از موردی که نسبت به دیگران ضعیف هست شروع به حذف می کنیم تا به انتخاب نهایی برسیم.
    سعی کنید چند مورد آخر را جایی برای خودتان یادداشت بکنید تا در صورتی که نیاز بود باز از آنها کمک بگیرید.
    2. اما درباره ی نیمه کاره تمام کردن رمان اگر مشکلتان کمال گرایی و تلاش برای به دست آوردن بهترین نتیجه است:
    تنها راه ادامه دادن طرح ها و رسیدن به یک کتاب کامل این هست که انتظاراتتان را از خودتان و از نتیجه ی کارتان به شدت پایین بیاورید. یعنی بپذیرید که قرار نیست در چند کتاب اولی که می نویسید و تمام می کنید، کتاب شاهکار و عالی و خوب که هیچ، حتی قرار نیست یک کار متوسط هم تمام بکنید. شما فقط باید بنویسید حتی اگر نتیجه ی کار ضعیف باشد. فقط باید بنویسید و تمام کردن و به پایان رساندن یک کتاب را تمرین بکنید. بعد از دو-سه کار هم تجربه ی تان بیشتر شده و هم از تله و دام کمال گرایی بیرون آمده اید. لازمه ی پیشرفت در زمینه ی نویسندگی این هست که هربار یک قدم جلو بروید. نه اینکه فکر بکنید نتیجه ی همان کار اول باید شاهکار و بی نظیر باشد. این تا حدود زیادی غیرممکن هست و نشدنی. بزرگترین نویسنده ها هم یک-دو جین کار ضعیف و متوسط توی کارنامه ی شان دارند.
    بنابراین بدون فکر کردن به خوب یا بد بودن نتیجه ی کار یا نتیجه ی نهایی کتاب فقط کار را با حوصله بنویسید و تمام کنید.
  • 1396/06/15 - 11:36 ب.ظ
    امتیاز: 1 0
    سلام خسته نباشین اگه ممکنه در مورد مضمون به عنوان یکی از عناصر داستان توضیحاتی بدین ممنون
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم
    شاید بهتر باشد مضمون را نه به عنوان یک عنصر در داستان بلکه به عنوان روح و فکر کلی حاکم بر آن در نظر بگیریم. یعنی چیزی که از نقطه ی شروع تا پایان داستان را در بر می گیرد و کلیت داستان در نهایت انتقال دهنده آن هست. مثلا مضامین تولد، مرگ، عشق، فقر، حسادت، تکبر، بی عدالتی اجتماعی و بحران محیط زیست، زندگی تکنولوژی زده، و ...
    مضمون مسئله ی اساسی و محوری داستان هست و نویسنده دیدگاهش را در مورد آن به خواننده القا می کند. مثلا نویسنده در طول یک رمان 400 صفحه ای با به حرکت در آوردن شخصیت ها و نشان دادن شرایط اجتماعی و مسائلی که شخصیت ها با آن دست به گریبانند دیدگاه خاصی را در باره ی بی عدالتی اجتماعی و ویژه خواری یک عده نشان می دهد. ریشه های آن را بررسی می کند و در نهایت نقطه ی پایانی رمان جایی هست که نویسنده دیدگاه خاصش را درباره ی مضمون سامان می دهد.
    بنابراین خیلی مهم است که نویسنده نسبت به مضمون داستان کوتاه یا رمانش خودآگاهی داشته باشد و با آگاهی تمام سایر عناصر را در جهت پروراندن مضونش به خدمت بگیرد.
    بهترین شیوه ی پرداخت مضمون شیوه ی غیرمستقیم هست. یعنی نویسنده از طریق شخصیت ها، اعمال آنها و گفتار و رفتار آنها دیدگاهش را درباره ی مضمون القا بکند. پرداخت هر چه غیرمستقیم تر باشد اثر از شعارزدگی و فلسفه بافی های خسته کننده دور می شود و بهتر به جان خواننده می نشیند.
    موفق باشید
  • 1396/06/15 - 03:40 ب.ظ
    امتیاز: 2 0
    سلام
    ممنون از وقت و انرژی که برای راهنمایی نویسندگان اختصاص می دهید
    موفق باشید
    پاسخ:
    سلام ممنونم از لطفتون زنده باشید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد